اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١ - سرچشمه طول امل
بازگردند.
در اينجا تأثير منفى آرزوهاى دراز در وجود انسان به خوبى تبيين شده و نشان مىدهد كه تا چه حد آرزوها انسان را به خود مشغول مىسازد و از خدا غافل مىكند.
تعبير به «ذَرْهُمْ» (آنها را رها كن) به وضوح نشان مىدهد كه اميدى به هدايت اين گروه نيست وگرنه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هرگز مأمور نمىشد آنها را رها سازد.
چگونه مىتوان اميد به هدايت گروهى داشت كه هدف نهايى آنها خور و خواب همچون حيوانات است و آرزوهاى دراز به آنها اجازه نمىدهد كه لحظهاى به پايان زندگى و به آفريدگارى كه اين مواهب حيات را به آنها بخشيده بينديشند و درباره هدفى كه براى آن آفريده شدهاند لحظهاى فكر كنند.
در ششمين آيه مورد بحث، اشاره به اين حقيقت مىكند كه غالباً آرزوهاى دراز كه هرگز انسان به آنها نمىرسد، او را احاطه مىكنند و امكانات او را كه بايد در مسير سعادت به كار گرفته شود به خود جذب مىكند و او را از راه بازمىدارد، مىفرمايد: «آيا انسان به آنچه آرزو مىكند مىرسد؟! (نه هرگز نخواهد رسيد)» (امْ لِلْانْسَانِ مَا تَمَنَّى). [١]
اين استفهام در واقع يك نوع استفهام انكارى است، چگونه ممكن است انسان به همه آرزوهايش برسد در حالى كه طول آرزوها گاه دهها يا صدها برابر عمر اوست! و گاه اصلًا نقطه پايانى ندارد! و هر جا برسد آرزوهاى ديگرى در برابر او خودنمايى كرده و وى را به سوى خود جلب مىنمايد.
بايد توجّه داشت كه اين آيه به دنبال آياتى است كه اشاره به بتهاى مشركان مىكند كه آرزو داشتند شفيع آنها در درگاه خداوند شوند و قرآن مىگويد اين آرزو هرگز برآورده نخواهد شد، ولى با اين حال مفهوم آيه عام است و به اصطلاح مورد، مخصّص نيست.
در هفتمين آيه سخن از دنياپرستان خودخواه با آرزوهاى دور و دراز است، مىفرمايد: «واى بر هر عيبجوى مسخره كنندهاى- همان كس كه مال و ثروت (عظيمى) را
[١]-/ نجم، ٢٤