اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - بلاى بزرگ در طول تاريخ بشر
(اذْ احْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ، وَ كَانَ قَدْ عَبَدَاللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ ... عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ) [١]
در اين داستان عبرتانگيز نكات بسيار مهمّى درباره خطرات تكبّر نهفته شده و از آن به خوبى استفاده مىشود كه اين صفت رذيله ممكن است سرانجام به كفر و بىايمانى منتهى گردد، چنانكه در آيات بالا آمده بود ابَى وَاسْتَكْبَرَ وَ كَانَ مِنَ الْكَافِرِيْنَ [٢].
همچنين اين داستان نشان مىدهد كه ابليس به خاطر حجاب خطرناك كبر و غرور از واضحترين مسائل بىخبر ماند، چرا كه هنگامى كه زبان به اعتراض در برابر خداوند سبحان گشود عرض كرد: قَالَ لَمْ اكُنْ لِاسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَأٍ مَسنُونٍ؛ «گفت: من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيدهاى كه از گل بد بويى گرفته شده است آفريدهاى، سجده نخواهم كرد»! [٣]
در حالى كه پر واضح است كه شرف آدم به خاطر آفرينش از گل بدبو نبود، بلكه به خاطر همان روح الهى بود كه قرآن در سه آيه قبل از آيه فوق به آن اشاره كرده است:
فَاذَا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِى فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ؛ «هنگامى كه (آفرينش آدم را نظام بخشيدم) و كار او را به پايان بردم و در وى از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد». [٤]
حتّى ابليس نتوانست برترى خاك را از آتش درك كند، خاكى كه منبع تمام بركات و پيدايش حيات و محل زندگى انسانها و انواع معادن و منابع و حتّى منبع ذخيره آب و ذخيره مواد آتش زاست، لذا با خيرهسرى گفت: «خَلَقْتَنِى مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ؛ (من چگونه او را سجده كنم در حالى كه) مرا از آتش آفريدهاى و او را از خاك»!
اضافه بر اين، بسيارى از افراد هستند كه گرفتار لغزش و خطا مىشوند، ولى هنگامى كه به اشتباه خود پى بردند باز مىگردند و توبه و اصلاح مىكنند، ولى تكبّر و استكبار، از امورى است كه حتّى اجازه بازگشت بعد از بيدارى را نيز به انسان نمىدهد، به همين دليل شيطان هنگامى كه متوجّه خطاى خود شد توبه نكرد، زيرا كبر و غرور به او اجازه نداد سر تسليم و تعظيم در برابر پديده بزرگ آفرينش (انسان) فرود آورد، بلكه بر لجاجت
[١]-/ نهج البلاغه خطبه ١٩٢
[٢]-/ بقره، ٣٤
[٣]-/ حجر، ٣٣
[٤]-/ حجر، ٢٩