اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - اسباب و انگيزههاى طول امل
آرزوهاى دراز بپرهيزيد كه زيبايى نعمتهاى الهى را از نظر شما مىبرد و آنها را نزد شما كوچك مىكند و به كمى شكر (و كفران نعمت) از سوى شما منتهى مىشود»! [١]
اسباب و انگيزههاى طول امل
عمدهترين چيزى كه سبب آرزوهاى دراز مىشود جهل و بىخبرى است، جهل نسبت به خويشتن و نسبت به دنيا و جهل نسبت به قدرت و لطف خدا و ثواب آخرت و عقبى، مجموعه اين جهلها انسان را به وادى آرزوهاى دراز مىكشاند.
توضيح اينكه: انسان به سبب بىخبرى از وضع خويش و عدم توجّه به اين حقيقت كه هر لحظه ممكن است پايان عمر او فرارسد، يك لخته خون كوچك مىتواند مجراى رگهاى قلب يا مغز او را بگيرد و در يك لحظه، سكته قلبى يا مغزى بر او عارض شود يا حادثهاى همچون زلزله و آتش سوزى، تصادف در رانندگى، لغزيدن و بر زمين خوردن و ضربه مغزى شدن يا مانند اينها به زندگى او پايان دهد. آرى بر اثر جهل به اين امور گرفتار اين پندار مىشود كه عمرى طولانى دارد و سپس يك مشت آرزوهاى دراز اطراف فكر او را احاطه مىكند و به او اجازه نمىدهد به غير آن بينديشد.
همچنين جهل نسبت به ناپايدارى و بى وفايى دنيا، دنيايى كه نه بر صغير رحم مىكند و نه بر كبير، نه بر جوان رحم مىكند نه بر پير، گاه پيش از آنكه پيرى بميرد صدها كودك و جوان از دنيا مىروند و گاه پيش از آنكه مريض سخت جان دهد دهها سالم در آغوش مرگ قرار مىگيرند.
گاه سلاطين مقتدر در يك روز به ضعيفترين افراد مبدّل مىشوند و در زندان انفرادى جاى مىگيرند و گاه ثروتمندان غرق ناز و نعمت در يك شب فقير و تهيدست مىشوند و بر خاك سياه مىنشينند، آرى جهل به اين امور است كه انسان را در گرداب طول امل مىاندازد.
اينجاست كه سلمان فارسى، شاگرد بزرگ مكتب وحى، مىگويد: «ثَلَاثٌ اعْجَبَتْنِى
[١]-/ تصنيف الغرر، صفحه ٣١٤