اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - ٣- تعصّب مذموم و ممدوح
لِلْكِبْرِ، وَ الْاخْذِ بِالْفَضْلِ، وَ الْكَفِّ عَنِ الْبَغْىِ ...؛ اگر قرار است تعصّبى در كار باشد، تعصّب خود را در اخلاق پسنديده، افعال نيكو، كارهاى خوب، و اعمال و امورى كه افراد با شخصيّت و شجاع از خاندانهاى (برجسته) عرب داشتند قرار دهيد ... تعصّب شما در راه حفظ صفات با ارزش همچون حفظ حقوق همسايگان، وفاى به عهد، اطاعت از نيكيها، سرپيچى از تكبّر، جود و بخشش و خوددارى از ستم باشد»! [١]
به اين ترتيب امام عليه السلام به هر دو شاخه «تعصّب» در اين خطبه اشاره فرموده، و فرزندش امام سجّاد عليه السلام در برابر اين سؤال كه عصبيّت چگونه است، هر دو شاخه را در برابر يكديگر قرار داده چنين مىفرمايد: «الْعَصَبِيّةُ الَّتِى يَأْثِمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا انْ يَرىَ الرَّجُلُ شَرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخِرِين! وَ لَيْسَ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ انْ يُحِبَّ الرَّجُلُ قُوْمَهُ وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيّةِ انْ يُعِينَ قُوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ؛ تعصّبى كه دارنده آن مرتكب گناه مىشود اين است كه انسان بدان طايفه خود را از نيكان طوايف ديگر بهتر بداند (و به خاطر تعصّب بدان را بر نيكان مقدّم بشمرد) ولى تعصّب اين نيست كه انسان به طايفه خود علاقه و محبّت داشته باشد تعصّب آن است كه آنها را در ظلمشان يارى دهد». [٢]
مطابق اين حديث وابستگى به قوم و طايفه تا آن حدّ كه به آنها علاقه داشته باشد و در كارهاى خير آنان را يارى دهد نكوهيده نيست، چرا كه اين وابستگى نه تنها او را به انجام كار خلافى دعوت نكرده، بلكه تشويق به پيوندهاى محبّت آميز و سازنده نموده است، تعصّب نكوهيده آن است كه انسان به خاطر وابستگىهاى قومى و مانند آن حق و عدالت را زير پا بگذارد و حتّى بدان وابسته را بر نيكان غير وابسته مقدّم بشمرد.
در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم: «لَمْ يَدْخُلِ الْجَنَّةَ حَمِيَّةٌ غَيْرُ حَمِيَّةِ حَمْزَةِ ابْنِ عَبْدِالْمُطِّلِبِ، وَ ذَلِكَ حِينَ اسْلَمَ غَضَباً لِلنَّبِىِّ فِى حَدِيثِ السِّلَا [٣] الَّذِى الْقِىَ عَلَى النّبِىّ صلى الله عليه و آله؛ هيچ تعصّبى وارد بهشت نمىشود جز تعصّب حمزة بن عبدالمطّلب [٤] و اين زمانى بود كه اسلام آورد و به خاطر (بى احترامى به پيامبر صلى الله عليه و آله از جهت) بچهدان حيوانى كه بر آن
[١]-/ نهجالبلاغه، خطبه ١٩٢، بند ٧٦ تا ٧٩
[٢]-/ اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٣٠٨ (باب العصبيّة، حديث ٧)
[٣]-/ بچهدان حيوان
[٤]-/ منظور از وارد شدن تعصّب در بهشت، وارد شدن صاحب آن است