اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦ - ريشه و نشانههاى بخل
شهادت به يگانگى خداوند و رسالت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله داد». [١]
ريشه و نشانههاى بخل
ريشه اصلى اين رذيله اخلاقى، مانند بسيارى از رذايل ديگر، ضعف مبانى ايمان و «معرفة الله» است. كسى كه خداوند را بر همه چيز قادر مىداند و معتقد است كه ريشه تمام خيرات و بركات، ذات پاك حق تعالى است، بايد به طور قطع به وعدههاى الهى در مورد آثار مادى و معنوى «انفاق» در راه خدا اعتقاد داشته باشد كه با اين اعتقاد، امكان ندارد گرفتار اين خوى زشت گردد.
امام اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند: «البُخْلُ بِالمَوجُودِ سُوءُ الظَنِّ بِالمَعْبُودِ؛ بخل ورزيدن نسبت به آنچه انسان دارد، به خاطر سوء ظن به خداست (سوء ظن به وعدههاى او و قدرتش بر همه چيز)». [٢]
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است «ان كانَ الخَلَفُ مِنَ اللَّهِ عزّوجلَّ حَقّاً فَالبُخْلُ لِماذَا؛ اگر جانشينى از سوى خداوند متعال، حق است؛ پس بخل براى چيست؟» [٣]
در كتاب «فقه الرضا» آمده است: «ايّاكُمْ وَ البُخْلَ فَانَّهَا عَاهَةٌ لاتَكُونُ في حُرٍّ وَ لا مُؤمِنٍ انَّها خِلافُ الايمانِ؛ از بخل بپرهيزيد؛ زيرا «بخل» آفتى است كه در انسان آزاده و با ايمان هرگز نخواهد بود، «بخل» خلاف ايمان است». [٤]
در حديث قدسى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است كه خداوند مىفرمايد: «يَا عَبدِي اتَبْخَلُني ام تَتَّهِمُنى ام تَظُنُّ انّي عَاجِزٌ غَيرُ قَادِرٍ عَلَى اثَابَتِكَ [٥]؛ بنده من! آيا نسبت به من «بخل» مىورزى يا مرا متهم مىسازى يا گمان مىكنى كه من عاجزم و توانايى ندارم به تو پاداش دهم».
آرى! آزادگان و مؤمنان و آنهايى كه به وعدههاى الهى، دلگرم و مطمئن هستند و آنهايى كه قدرت خدا را بر هرگونه پاداش، باور كردهاند، هرگز هنگام انفاق در راه خدا، دستشان نمىلرزد و «بخل» را راه وصول به بىنيازى نمىدانند؛ بلكه تا آنجا كه در توان دارند، به بندگان خدا، جود و بخشش مىكنند و عوض را از كسى مىطلبند كه هم
[١]-/ ميزان الحكمه، جلد ٢، صفحه ١٢٧٧، حديث ٨٣٨٠
[٢]-/ غررالحكم، حديث ١٢٥٨
[٣]-/ بحارالانوار، جلد ٧٠، صفحه ٣٠٠
[٤]-/ بحارالانوار، جلد ٧٥، صفحه ٣٤٦
[٥]-/ بحار الانوار، جلد ٩٣، صفحه ١٠