اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - ج- مستى نعمت
غافل نمىشود» [١]. آرى! جهل به هريك از اين امور، سبب افتادن در گرداب «غفلت» و گرفتار شدن در عواقب شوم آن است.
ب- غرور و خودبينى
غرور يكى ديگر از عوامل «غفلت» و گاه ناشى از «غفلت» است؛ زيرا، انسان مغرور تنها پيروزىهاى خود را مىبيند و به امتيازهاى خود مىبالد و گاه همه اينها را جاودان مىپندارد و همين امر، سبب «غفلت» او از واقعيتها مىگردد. اين «غفلت» عامل مؤثرى براى شكست او خواهد شد.
در طول تاريخ افراد زيادى ديده شدهاند كه بر اثر غرور، در دام «غفلت» گرفتار شده و نتوانستند در برابر دشمنان مقاومت كنند، از اين رو ضربات دشمن، آنها را از پاى درآورد.
ج- مستى نعمت
مستى نعمت (كه با غرور شباهت زيادى دارد، اما در واقع چيزى جداى از آن است) نيز انسان را در گرداب غفلت مىافكند.
هنگامى كه افراد كم ظرفيت خود را در ناز و نعمت ديدند، گويى مست مىشوند و مستى آنها را در «غفلت» از واقعيت هايى كه اطراف او را گرفته است، فرو مىبرد و اين بى خبرى و غفلت همچنان ادامه مىيابد تا سرانجام سيلى اجل در صورت او نواخته شود و بيدارش كند، همان گونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودهاند: «مَنْ غَفَلَ عَنْ حَوَادِثِ الايَّامِ ايْقَضَهُ الْحَمَامُ؛ كسى كه از حوادث روزگار غافل شود، مرگ او را بيدار خواهد كرد». [٢]
امام سجاد، على بن الحسين عليه السلام نيز فرمودهاند: «انَّ قَسْوَةَ الْبَطْنَةِ وَ فَتْرَ الْمَيْلَةِ وَ سَكْرَ الشَّبَعِ، وَ عِزَّةَ الْمُلْكِ مِمَّا يُثَبِّطُ وَ يُبْطِى عَنِ الْعَمَلِ وَ يَنْسِى الذِّكْرَ وَ يُلْهِى عَنِ اقْتِرَابِ الاجَلِ حَتّى كَانَّ الْمُبْتَلى بِحُبِّ الدُّنيَا بِهِ خَبْلٌ مِن سُكْرِ الشَّرَابِ؛ سنگدلى حاصل از شكم پرستى و پرخورى، سستى ميل (به دنيا) و مستى سيرى و غرور حاكميّت، از امورى است كه انسان را از عمل
[١]-/ ميزان الحكمه، جلد ٣، حديث ١٥١٨٩، (باب الغفلة)
[٢]-/ شرح فارسى غررالحكم، جلد ٧، صفحه ٢٩٦.