اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨ - «غفلت» سرچشمه اصلى بدبختىها
لهو و لعب فرود آمد.
عُدى،- يكى از نزديكان او گفت: اى پادشاه! اين درخت آوازى دارد، آيا مىدانى چه مىگويد؟ اين درخت مىگويد:
|
رُبَّ رَكْبٍ قَد اناخُوا حَولَنا |
يَمزَجُون الخَمْرَ بِالمَاءِ الزُّلالِ |
|
|
ثُمَّ اضْحُوا اسَفَ الدَّهرِ بِهِم |
وَ كَذاكَ الدَّهرُ حَالًا بَعد حالٍ |
چه بسيار سوارانى كه در اطراف ما از مركب فرود آمدند و بساط عيش و نوش گستردند و شراب را با آب زلال آميختند؛ ولى چيزى نگذشت كه طوفانهاى روزگار، آنها را از ميان برداشت و اين گونه است دنيا، هر زمانى بعد از زمانى ديگر. [١]
در پنجمين آيه، سخن از افراد ظاهربينى است كه بر اثر «غفلت» و بىخبرى نه تنها اسرار جهان هستى را كه ما را با سرايى ديگر پيوند مىدهد، نمىبينند؛ بلكه از زندگى دنيا نيز تنها به ظاهر آن قناعت كردند، قرآن در اين رابطه بيان مىدارد: «اين گروه (از كافران)، تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مىبينند و از آخرت غافلند؛ يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَيَاةِ الدُّنيَا و هُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُم غَافِلُونَ». [٢]
اگر غفلت و بىخبرى، سايه شوم و سنگين خود را بر قلوب آنها نيفكنده بود، در جاى جاى زندگى دنيا، هم خدا را و هم معاد را مىديدند. در قرآن مجيد، اسرار آفرينش موجودات و گوشه هايى از نظام جهان مادّه به عنوان نشانهها و آيات خدا مطرح شده و زندگى انسان در رستاخيز نيز در لابهلاى همين زندگى دنيا و حوادثى كه در اطراف ما مىگذرد، نشان داده شده است؛ منتها، فقط افراد بصير و بينا و آنها كه نغمه توحيد و معاد را از درون اين حوادث مىشنوند، به آن واقف مىگردند، نه غافلان كوردل و بىخبر.
ضمناً تكرار ضمير «هم» در آيه، تأكيدى بر اين مطلب است كه اين «غفلت» سبب ظاهربينى و عدم وصول به عمق مسايل است.
اين نكته قابل توجه است كه واژه «غفلت» در جايى به كار مىرود كه اسباب و مقدّمات آگاهى فراهم باشد؛ ولى انسان بر اثر هواى نفس يا ضعف ايمان يا علل ديگر
[١]-/ روح البيان، جلد ٤، صفحه ١٨
[٢]-/ روم، ٧