اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢ - سرچشمه طول امل
جمعآورى و شماره كرده است (بى آنكه حساب مشروع و نامشروع را بكند) و گمان مىكند اموالش سبب جاودانگى اوست!»، (وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ* الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ [١]* يَحْسَبُ انَّ مَالَهُ اخْلَدَهُ). [٢]
در واقع اين سه آيه علّت و معلول يكديگرند، چرا كه اين انسان بىخبر و خودبين و خودپسند ديگران را استهزاء مىكند، به خاطر آنكه ثروت عظيمى براى خود از طرق نامشروع فراهم ساخته، چرا دست به جمع چنين ثروتى زده؟ به خاطر اينكه مىپندارند داشتن چنين ثروتى به او جاودانگى مىدهد، اين پندار كه با «طول امل» و آرزوهاى دراز همراه است سبب غرور و خودبرتربينى مىشود و آن هم به نوبه خود سبب استهزاء و عيبجويى نسبت به ديگران است. [٣]
از اين آيه به خوبى مىتوان استفاده كرد كه آرزوهاى دراز گاهى به حدّى مىرسد كه انسان مرگ را به كلّى فراموش كرده، خود را جاودانه مىپندارد و همين امر سبب طغيان و سركشى او مىشود و آن طغيان سرچشمه گناهان ديگرى مىگردد.
در هشتمين و آخرين آيه مورد بحث، سخن از گروهى است كه حق را شناختند و سپس به آن پشت كردند و از آن اعراض نمودند، مىفرمايد: «كسانى كه بعد از روشن شدن حق به آن پشت كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است!»، (انَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى ادْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ امْلَى لَهُمْ). [٤]
«امْلَى لَهُمْ» از مادّه «امْلَاء» به معنى پديد آوردن آرزوهاى دور و دراز است كه انسان را به خود مشغول مىدارد.
[١]-/ اين احتمال نيز در تفسير «عدَّده» داده شده است كه منظور شمارش كردن نيست، بلكه مال را وسيله و «عُدّه» خود قرار دهد و در همه حال بر آن تكيه نمايد
[٢]-/ همزه، ١ تا ٣
[٣]-/ «هُمَزَة» و «لُمَزَة» هر دو صيغه مبالغه است، اولى از مادّه «هَمْز» به معنى شكستن گرفته شده و دومى از مادّه «لَمْز» به معنى غيبت و عيبجويى كردن است، بعضى معتقدند «هُمَزَة» به كسى مىگويند كه با اشارات عيبجويى مىكند و «لُمَزَة» به كسى كه با زبان اين كار را انجام مىدهد
[٤]-/ محمد، ٢٥