اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥ - برنامه عمومى اقوام منحرف!
حقارتى مىدهند و عظمت مقام انسان و روح بلند او را در هم مىشكنند ولى تسليم حق نمىشوند.
در پنجمين آيه نيز اشاره به بتپرستى لجوجانه قوم «نمرود» مىكند، هنگامى كه ابراهيم عليه السلام با دليل بسيار روشن و قاطع، بتپرستى را ابطال مىنمايد و به آنها مىگويد:
«آيا آنها را كه مىخوانيد صداى شما را مىشنوند؟ يا سود و زيانى به شما مىرسانند»؟ (قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ اذْ تَدْعُونَ* اوْ يَنْفَعُونَكُمْ اوْ يَضُرُّونَ). [١]
آنها هيچ پاسخ منطقى در برابر اين گفتار روشن نداشتند، جز اينكه پناه به تقليد كوركورانه ببرند و بگويند: «ما فقط نياكان خود را يافتيم كه چنين مىكردند»، (قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَائَنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ). [٢]
در حالى كه اگر انسان مىخواهد تقليد كند حدّاقل بايد از عالم و دانشمندى تبعيّت كند كه او را به واقعيّتها رهنمون گردد نه از جاهل و گمراهى بدتر از خود! ولى اين حجاب تعصّب و لجاجت به قدرى ضخيم است كه اجازه نمىدهد كمترين نور آفتاب هدايت و منطق و دليل عقل در آن نفوذ كند، و ماوراى آن را روشن سازد.
در ششمين آيه سخن از لجاجت فرعونيان در برابر معجزات روشن حضرت موسى عليه السلام است، آنها بر آيين بتپرستى نياكانشان لجاجت و اصرار ورزيدند و گفتند:
« (اى موسى) آيا آمدى كه ما را از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم منصرف سازى؟ و بزرگى (و رياست) در روى زمين فقط از آن تو و برادرت باشد، ما هرگز به شما ايمان نمىآوريم»! (قَالُوا اجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا [٣] عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَائَنَا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاءُ فِى الْارْضِ وَ مَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ). [٤]
آنها هرگز از خود سؤال نمىكردند كه آيين موسى عليه السلام حق است يا باطل و در برابر
[١]-/ شعراء، ٧٣، ٧٢
[٢]-/ شعراء، ٧٤
[٣]-/ «لِتَلْفِتَنا» از مادّه «لفت» (بروزن نفت) به معنى منصرف ساختن است، و التفات نيز از همين مادّه گرفتهشده و به معنى توجّه به چيزى بعد از انصراف از چيز ديگر است
[٤]-/ يونس، ٧٨