اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - ٢- آثار و پيامدهاى منفى تعصّب و لجاجت
آن اشاره شده بود كه «آغاز لجاجت، جهل است و پايان آن ندامت»!
٦- تعصّب و لجاجت در بسيارى از مواقع، كنترل امور را از اختيار انسان خارج مىسازد و او را به جاهايى مىكشاند كه هرگز مايل به آن نبوده است، روى اين جهت در بعضى از احاديث اسلامى از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده است كه مىفرمايد: «لَامَرْكَبَ اجْمَحَ مِنَ اللِّجاجِ؛ هيچ مركبى سركشتر از مركب لجاجت نيست»! [١]
٧- و بالاخره تعصّب و لجاجت هم دنياى انسان را بر باد مىدهد و هم آخرت او را، چرا كه در دنيا سرچشمه عداوتها و جدايىها و اشتباهات فراوان و از دست دادن آرامش مىشود و در آخرت سبب دورى از رحمت خدا، و اين همان است كه در روايت اميرمؤمنان على عليه السلام خوانديم: «اللِّجَاجُ اكْثَرُ الْاشْيَاءِ مَضَرَّةً فِى الْعَاجِلِ وَ الْآجِلِ؛ لجاجت از همه چيز زيانبارتر است در دنيا و آخرت»!
بار ديگر لازم است اين نكته را يادآور شويم كه اين سه رذيله اخلاقى (تعصّب و لجاجت و تقليد كوركورانه) گرچه از نظر مفهوم و محتوا از هم جدا هستند ولى چون رابطه بسيار نزديكى با هم دارند، و به اصطلاح لازم و ملزوم يكديگرند هر سه را با هم عنوان كرديم.
انگيزههاى تعصّب و لجاجت نيز روشن است، زيرا: تعصّبهاى كور و مخرّب قبل از هر چيز برخاسته از جهل و نادانى است، به همين دليل هر قومى جاهلتر باشند، تعصّب و وابستگيش به آنچه دارد بيشتر است، تا آنجا كه حاضر نيستند از طريق ايجاد تحوّل در وضع خود، گامهايى به سوى تكامل بردارند، و همين تعصّب و لجاجت عامل عقب ماندگى آنها مىشود.
در اخبار گذشته نيز خوانديم كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمود: «از لجاجت بپرهيزيد كه آغاز آن جهل و پايان آن پشيمانى است»!
عامل ديگر تعصّب و لجاجت، خودخواهى است، چه اينكه افراد خودخواه به آنچه دارند سخت علاقهمند و وابستهاند، هر چند آيين غلط و رسوم و آداب نادرستى باشد، همين كه احساس مىكنند مربوط به قوم و قبيله و نياكانشان است، آن را پذيرا مىشوند و
[١]-/ همان مدرك (مادّه لجاجت)