اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - پيامبران خدا ترسو نيستند
ولى چنانكه در آيه ٢٢ همين سوره آمده «مؤمنان راستين نه تنها از مشاهده لشكر احزاب هراسى به دل راه ندادند، بلكه آن را دليل بر صدق وعدههاى الهى و پيامبر دانستند، و بر ايمان و تسليم و پايمرديشان افزوده شد»! (وَ لَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْاحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ مَا زَادَهُمْ الّا ايمَاناً وَ تَسْلِيماً). [١]
جالب اينكه از بعضى روايات استفاده مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به منافقان و افراد ضعيف الايمان و ترسو اجازه بازگشت به مدينه را داد، چرا كه اگر مىماندند نه تنها كارى از آنها ساخته نبود، بلكه بذر ضعف و سستى را در دل ديگران مىپاشيدند!
به همين دليل در آيه ٤٧ سوره توبه درباره جمعى از اين گونه افراد مىخوانيم: «لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ الّا خَبَالًا ...؛ اگر آنها همراه شما (به سوى ميدان جهاد) خارج مىشدند جز اضطراب و ترديد، چيزى بر شما نمىافزودند»!
بايد توجّه داشت كه «خَبَل» و «خَبَال» به معنى اضطراب و ترديدى است كه از ضعف عقل و عدم قدرت بر تصميمگيرى حاصل مىشود كه يكى از عوامل آن ترس و وحشت زياد است كه موجب مىشود انسان تعادل فكرى خود را از دست بدهد.
در پنجمين آيه با چهره ديگرى از شجاعت ياران پيامبر صلى الله عليه و آله روبهرو مىشويم، شجاعتى كه از منطق ايمان سرچشمه مىگرفت، آنها به خوبى مىديدند كه در ميدان نبرد بر سر دو راهى قرار دارند كه هر دو به سوى بهشت و خشنودى خدا مىرود: راهى به سوى «شهادت» پيش مىرود كه نهايت آن سعادت است و راهى به سوى زنده ماندن و پيروز شدن بر دشمن، كه آن هم باعث افتخار در دنيا و آخرت است اين در حالى است كه دشمن در هر صورت محكوم به شكست است يا مرگ ذلّتبار در اين دنيا يا عذاب پروردگار در آخرت.
بديهى است كسى كه چنين درك و ديدى داشته باشد هرگز ترس و سستى به خود راه نمىدهد، و از اين رذيله بزرگ اخلاقى بركنار است (قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا الّا احْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ انْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهُ اوْ بِايْدِينَا فَتَرَبَّصُوا انَّا مَعَكُمْ
[١]-/ احزاب، ٢٢