اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١ - ٥- طرق درمان
فراخور حالش مىتواند در باره آن تحقيق كند بايد دليلى متناسب با فكر و فهم خود به دست آورد، و تقليد در آن جايز نيست، بايد تحقيق كرد و آن را از روى دليل شناخت.
به هر حال اين قسم تقليد مذموم و نكوهيده حساب نمىشود، اين مصداق. .. انَّا وَجَدْنَا آبَائَنَا عَلَى امَّةٍ وَ انَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ [١] نيست بلكه مصداق. .. فَاسْئَلُوا اهْلَ الذِّكْرِ انْ كُنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ [٢] است.
تعصّب مذموم كه سبب لجاجت و تقليد كوركورانه است، ارتباطى با اين مسئله ندارد.
٥- طرق درمان
راه علاج اين رذيله اخلاقى مانند ساير رذايل اخلاقى در درجه اوّل توجّه به انگيزهها و ريشهها و از بين بردن آن است، و با توجّه به اينكه ريشه تعصّب، حبّ ذات افراطى، پايين بودن سطح فرهنگ، شخصيّتزدگى، و انزواى اجتماعى و فكرى است، براى از ميان بردن اين صفت رذيله بايد سطح آگاهى افراد بالا رود، با اقوام و ملل ديگر و گروههاى مختلف اجتماعى بياميزند، حبّ ذات در آنها تعديل گردد، و گرايشهاى زيانبار قومى و قبيلگى از ميان آنها برچيده شود تا پايههاى تعصّب و لجاجت و تقليدهاى كوركورانه برچيده شود.
همچنين بايد به آثار و پيامدهاى زيانبار آن توجّه شود، كه اين خود عامل ديگرى براى از ميان بردن اين رذيله اخلاقى است.
هنگامى كه انسان توجّه داشته باشد كه تعصّب و لجاجت، پردهاى بر فكر و عقل او مىاندازد و او را از درك صحيح بازمىدارد، و نيز پيوندهاى وحدت و اتّحاد را در جامعه بشرى پاره مىكند، و بذر نفاق و اختلاف را در ميان آنها مىپاشد، و مايه درد و رنج انسانها مىگردد، و حتّى گاه او را به پرتگاههايى كه هرگز انتظار آن را نداشته است مىكشاند، به يقين توجّه به اين امور، او را از مركب سركش تعصّب و لجاجت پايين مىآورد، و از بيراهههاى خطرناك به شاهراه سعادت و خوشبختى رهنمون مىگردد.
[١]-/ زخرف، ٢٣
[٢]-/ نحل، ٤٣