اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - ٢- آثار و پيامدهاى منفى تعصّب و لجاجت
اين وابستگى شديد عامل انتقال بسيارى از خرافات و زشتىها به بهانه حفظ آداب و سنن، از نسلى به نسل ديگر مىباشد، و حجابى در برابر معرفت و شناخت حق است.
دفاع و طرفدارى شديد از قوم و قبيله گاه به جايى مىرسد كه بدترين افراد قبيله و زشتترين آداب و سنن آنها در نظر افراد متعصّب بسيار زيبا جلوه مىكند در حالى كه بهترين افراد قبايل ديگر و عالىترين آداب و سنن آنها در نظر آنها زشت و بى معنى است!
٢- پايين بودن سطح فكر و فرهنگ- هر قدر سطح فكر مردم كوتاهتر و فرهنگ آنها ضعيفتر باشد، تعصّبهاى جاهلانه و لجوجانه و تقليدهاى كوركورانه در ميان آنها بيشتر است، به عكس هر قدر سطح فكر بالاتر رود و فرهنگ كاملتر شود توجّه او به منطق و استدلال و نفى تعصّب و لجاجت و جانشين ساختن تحقيق به جاى تقليد كوركورانه بيشتر مىشود.
٣- شخصيّتزدگى عامل ديگرى براى تعصّب و تقليد كوركورانه است- گاه شخصى در نظر انسان چنان قداست پيدا مىكند كه گفتار و رفتار او از دايره نقد خارج مىشود هر چند از نظر علمى و اخلاقى در سطح پايينى قرار داشته باشد و همين امر سبب مىشود كه عدّهاى چشم و گوش بسته به دنبال او بيفتند و به خاطر او جان و مال خود را از دست بدهند، بى آنكه در محتواى سخنان و رفتار او كمترين انديشه كنند!
٤- انزواى اجتماعى و فكرى يكى ديگر از اسباب تعصّب است- وقتى انسان در خودش و محيط فكرى و اجتماعيش فرو برود و از جوامع و افراد ديگر و افكار آنها بىخبر بماند نسبت به آنچه در اختيار اوست سخت وابسته مىشود، در برابر آن تعصّب مىورزد، در حالى كه اگر با ديگران بنشيند و فكر خود را با افكار ديگران مقايسه كند نقطههاى قوّت و ضعف و مثبت و منفى به زودى آشكار مىگردد، و به او اجازه مىدهد بهترين انتخاب را داشته باشد.
٢- آثار و پيامدهاى منفى تعصّب و لجاجت
تعصّب و لجاجت، آثار منفى شديدى دارد كه در زندگى انسانهاى متعصّب و لجوج به