اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - ٥- طرق درمان «حرص»
٥- طرق درمان «حرص»
مىدانيم هميشه براى درمان اساسى يك بيمارى جسمانى، بايد به سراغ عوامل و ريشههاى آن برويم، چرا كه بدون ريشهكن شدن آن عوامل، نتايج همچنان باقى و برقرار است و اگر به طور موقّت با داروهاى مسكّن آثار آن را بپوشانيم باز بعد از مدّتى خود را نشان مىدهد.
بيماريهاى اخلاقى نيز به يقين همين گونه است حتماً بايد ريشهيابى شود، سپس ريشهها را بخشكانيم.
همان گونه كه قبلًا اشاره شد (و در احاديث اسلامى نيز آمده بود) يكى از ريشههاى حرص، سوء ظنّ به خدا و عدم توكّل بر اوست كه بازگشت به تزلزل پايههاى توحيد افعالى مىكند.
كسى كه خدا را قادر و رازق مىداند و كليد همه نيكىها را به مضمون (بِيَدِكَ الْخَيْرُ انَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ [١]) در دست او مىبيند، حرص در جمع مال و مواهب ديگر مادّى نخواهد داشت.
كسى كه ايمان كامل به وعدههاى الهى دارد و پيام «مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ ...؛ [٢] آنچه نزد شماست فانى مىشود امّا آنچه نزد خداست باقى مىماند» را به گوش جان شنيده و پذيرفته است، به جاى حرص در جمعآورى مال، حرص در انفاق فى سبيل اللَّه دارد.
هنگامى كه پايههاى ايمان، به ويژه توحيد افعالى در وجود انسان متزلزل گردد صفات رذيله بى شمارى به سراغ انسان مىآيد كه يكى از خطرناكترين آنها حرص است، پس با تقويت پايههاى ايمان بايد به مقابله با آن برخاست.
يكى ديگر از ريشههاى حرص، جهل و بى خبرى نسبت به پى آمدهاى آن مىباشد.
اگر انسان بداند حرص، آرامش او را در تمام زندگى بر هم مىزند، حرص مايه رنج و تعب دايمى اوست، حرص شخصيّت او را در هم مىكوبد و در انظار خوار و خفيف مىسازد، حرص سبب مىشود كه در عين غنا همچون فقيران زندگى مىكند، او زحمت
[١]-/ آل عمران، ٢٦
[٢]-/ نحل، ٩٦