اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - ٤- حرص مذموم و ممدوح
او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است». [١]
در جاى ديگر مىفرمايد: «انْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَانَّ اللَّهَ لَايَهْدي مَنْ يُضِلُّ وَ مَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ؛ هر قدر بر هدايت آنها حريص باشى (سودى ندارد چرا كه) خداوند كسى را (كه به خاطر اعمال و صفات زشتش) گمراه ساخته، هدايت نمىكند و آنها ياورانى نخواهند داشت». [٢]
شبيه اين معنى در آيات ديگرى از قرآن مجيد نيز آمده است. [٣]
البتّه در قرآن مجيد اين واژه در مصاديق منفى آن نيز به كار رفته است.
در روايات اسلامى نيز واژه «حرص» در موارد زيادى در جايى به كار رفته است كه بار مثبت دارد.
اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبه معروف همّام ضمن بيان صفات پرهيزكاران مىفرمايد:
«فَمِنْ عَلَامَةِ احَدِهِمْ انَّكَ تَرى لَهُ قُوَّةً فِى دِينٍ وَ حِرْصاً فِى عِلْمٍ؛ از نشانههاى آنان (پرهيزكاران) قدرت در دين ... و حرص در كسب دانش است.» [٤]
در روايات متعدّدى از نشانههاى انسان با ايمان، حرص در فقه يا حرص در جهاد، يا حرص در تقوا ذكر شده است. [٥]
اين سخن را با حديثى از امام باقر عليه السلام پايان مىدهيم: «لَا حِرْصَ كَالْمُنَافِسَةِ فِى الدَّرَجَاتِ!؛ حرصى برتر از رقابت با يكديگر در وصول به درجات (بالا در نزد خدا) نيست!» [٦]
بنابراين حرص مفهوم گستردهاى دارد كه به معنى شدّت علاقه به چيزى و تلاش فوق العاده براى وصول به آن است كه اگر در طريق خير و سعادت باشد ممدوح و هرگاه در طريق دنياپرستى باشد مذموم است، ولى غالباً اين واژه بار منفى دارد.
[١]-/ توبه، ١٢٨
[٢]-/ نحل، ٣٧
[٣]-/ يوسف، ١٠٣؛ نساء، ١٢٩
[٤]-/ نهج البلاغه، خطبه ١٩٣
[٥]-/ بحارالانوار، جلد ٦٤، صفحه ٢٧١، حديث ٣ و صفحه ٢٩٤، حديث ١٨
[٦]-/ ميزان الحكمه، جلد ١، صفحه ٥٨٩، حديث ٣٦٤٦