اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣ - درمان طول امل
است، در حالى كه هيچ كس دسترسى به او نداشته مىتواند تا پايان عمر زندگى او را اداره كند و فرزندانش اگر دوست خدا باشند، خدا آنها را تنها نمىگذارد و اگر دشمن خدا باشند خدمت به آنها بى دليل است.
آرى جهل به اين امور سبب مىشود كه زير پوشش (تأمين آينده خود و فرزندان)، گرفتار آرزوهاى دراز و طول امل گردد.
مجموعه اين جهلها و بىخبرىها (جهل به خويشتن، جهل به دنيا، جهل نسبت به خدا و قدرت بى مانند او و جهل نسبت به آخرت و مواهب بى پايانش) آدمى را در بيابان بيكران و برهوت خشك و سوزان آرزوها سرگردان مىسازد.
درمان طول امل
هميشه براى علاج قطعى بيماريها به ريشهكن كردن اسباب آن بايد پرداخت و تا اسباب بيمارى ريشهكن نشود درمانها سطحى و ناپايدار است و به تعبير ديگر جنبه مسكّن را دارد.
با توجّه به اين اصل اساسى و با توجّه به ريشههاى درازى آرزوها به خوبى مىتوان نتيجه گرفت كه براى زدودن آثار طول امل و از ميان بردن آن بايد به تفكّر و انديشه پرداخت.
از يك سو بايد انسان خود را به خوبى بشناسد و بداند موجودى است آسيبپذير كه فاصله ميان مرگ و زندگى او بسيار كم است، امروز سالم است و پر نشاط، فردا ممكن است گرفتار سختترين بيماريها يا اندوهبارترين مصايب گردد، امروز قوى و غنى و قدرتمند است، فردا ممكن است از ضعيفترين و فقيرترين افراد باشد و نمونههاى آن صفحات تاريخ بشريّت را پر كرده است.
از سوى ديگر بايد درباره بى اعتبارى دنيا بيانديشيد كه «از نسيمى دفتر ايّام بر هم مىخورد» و فراموش نكند نادر شاه قدرتمند «شبانگه به دل قصد تاراج داشت** سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت»!
آرى با «يك گردش چرخ نيلوفرى، نه نادرها به جا مىمانند و نه نادرى»!