اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٦ - الگوى صبر و اسطوره مقاومت
مىفرمايد: «به عصر سوگند! كه انسانها همه در زيانند مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادند و يكديگر را به حق سفارش كرده، و يكديگر را به صبر و شكيبايى توصيه نمودهاند؛ وَالْعَصْرِ* انَّ الْانْسَانَ لَفِى خُسْرٍ* الَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلوا الصَّالِحَاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ». [١]
تعبير تواصوا- از ماده «تواصى» به معنى سفارش كردن به يكديگر در آيات فوق نشان مىدهد كه مؤمنان بعد از ايمان و معرفت و عمل صالح، بايد به احقاق حقوق روى آورند؛ حق را بشناسند و يكديگر را به آن توصيه كنند، چون احقاق حق و اجراى حق در جامعه انسانى، جز با استقامت و ايستادگى در برابر موانع ممكن نيست، توصيه به صبر رابه عنوان چهارمين اصل كه پشتوانه اصول سه گانه ديگر است بيان مىكند. بنابراين صبر، يكى از اركان اصلى سعادت انسانهاست كه بدون آن، درخت ايمان به ثمر نمىنشيند و اعمال صالح انجام نمىگيرد، و احقاق حقوق در جامعه انسانى تحقق نمىيابد. بدون شك، احقاق حقوق و اداى آن از مشكلترين كارهاست؛ زيرا گاهى ممكن است حق، با فرد يا عزيزان و بستگانش مخالف باشد، در اينجا اداى حق جز به مدد صبر، صورت نمىپذيرد.
از مجموع آنچه در آيات بالا آمد، مىتوان نتيجه گرفت كه اهمّيّت صبر و شكيبايى و استقامت، بسيار بيش از آن است كه ما فكر مىكنيم. به گفته بعضى از مفسران، صبر در قرآن مجيد، بيش از هفتاد بار يا نزديك به يكصد بار تكرار و تأكيد شده، در حالى كه هيچ يك از فضايل انسانى، به اين اندازه مورد تأكيد قرار نگرفته است. اين نشان مىدهد كه قرآن، براى اين فضيلت اخلاقى و عملى اهمّيّت فراوانى قائل است، و آن را عصاره همه فضيلتها و خمير مايه همه سعادتها و ابزار وصول به هر گونه خوشبختى و سعادت مىداند.
[١]-/ عصر، ١ تا ٣