اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤ - «غفلت» سرچشمه اصلى بدبختىها
حَدِيدٌ». [١]
دو مأمورى كه در قيامت با انسان همراهند، يكى او را به دادگاه عدل الهى مىراند و ديگرى به عنوان گواه اعمالش در دادگاه الهى با او همراه مىشود. احتمالًا اين دو همان فرشتههايى هستند كه در دنيا دائماً همراه او بودند و تمام اعمال كوچك و بزرگ او را مىنوشتند، در قيامت نيز دست مجرمان را گرفته و با پروندهاى كه همراه دارند، به دادگاه عدل الهى مىبرند، آنها هرگز در دنيا اين دو فرشته الهى را نمىديدند و اصلًا به آنها ايمان نداشتند؛ در حالى كه پيوسته همراهش بودند؛ ولى در قيامت كه پردههاى غفلت كنار مىرود و چشم آنها بينا مىشود، آنان را مىبينند.
در دوازدهمين و آخرين آيه، پيرامون روز قيامت و شرح حال غافلان، در آن روز پر حسرت و اندوه مىفرمايد: «آنها را از روز حسرت بترسان، روزى كه همه چيز پايان يافته، در حالى كه آنها در غفلتند و ايمان نمىآورند؛ وَ أنْذِرهُم يَوْمَ الْحَسْرَةِ اذ قُضِىَ الامْرُ وَ هُمْ فِى غَفْلَةٍ وَ هُم لا يُؤْمِنُونَ». [٢]
يكى از نامهاى روز قيامت يومالحسرة است؛ زيرا، غافلان و بىخبران از خواب غفلت بيدار شده و همه اعمال خود را مىبينند. نامه اعمال و پرونده جنايات آنها از يك سو، فرشتگان گواه بر اعمال، از سوى ديگر و از همه دردناكتر، گواهى تك تك اعضاى بدن، حتى پوست تنشان نسبت به اعمالشان، آتش ندامت و پشيمانى را بر سر تا پاى وجودشان مستولى مىگرداند؛ اما آنان راهى جز سوختن و ساختن در پيش ندارند، چون پروندهها بسته شده و بازگشت به دنيا براى جبران غير ممكن است. از اين جهت، حسرت و اندوه، تمام وجود آنها را فرا مىگيرد مخصوصاً هنگامى كه فرشتگان الهى آنها را ملامت و سرزنش كرده و به آنها مىگويند: «اينها همه نتيجه غفلت شماست».
روشن است كه اين غفلتها مربوط به قيامت و حتى عالم برزخ نيست؛ زيرا، به محض قرار گرفتن در آستانه مرگ و انتقال از دنيا، پردهها كنار رفته و انسان با چشم برزخى، حقايق جهان را مىبيند كه در آن هنگام ديگر چيزى از «غفلت» باقى نمىماند،
[١]-/ ق، ٢٢
[٢]-/ مريم، ٣٩