اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦ - برنامه عمومى اقوام منحرف!
آيين نياكانشان چه امتيازى دارد؟ سخن آنها فقط اين بود كه ما بايد آيين نياكان خود را حفظ كنيم، خواه حق باشد يا باطل! ارزش واقعى براى ما همين است و بس، سپس آن را با سوء ظن نيز آميختند و گفتند آنچه را موسى عليه السلام به عنوان آيين الهى ارائه مىدهد در واقع مقدّمهاى است براى رسيدن به مقاصد سياسى و حكومت بر مردم، نه خدايى در كار است و نه وحى آسمانى! اين بدبينى نيز از آثار همان تعصّب و لجاجت بود كه جهت فرار از حق، عذر و بهانههاى واهى براى خود مىتراشيدند.
و شايد آنها از اين بيم داشتند كه اگر نور هدايت از طريق آيين موسى عليه السلام بر افكار مصريان بيفتد، هم آيين خرافى نياكانشان را از دست مىدهند، و هم حكومتى را كه بر اساس آن بنيان نهاده بودند. به همين دليل با تمام قدرت در برابر آن به پا خاستند و مردم را به تعصّب و لجاجت تشويق كردند و از آنجا كه درباريان فرعون همه چيز را براى ادامه حكومت خود مىخواستند، تصوّرشان اين بود كه موسى و هارون نيز همه چيز را ابزار وصول به حكومت كردهاند.
اين رشته در طول تاريخ همچنان ادامه مىيابد تا عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرسد.
در هفتمين آيه نيز مىبينيم كه عامل اصلى انحراف مشركان عرب تقليد كوركورانه و تعصّب است كه درهاى معرفت و شناخت را از هر سو به روى صاحبان اين صفات رذيله مىبندد، مىفرمايد: «هنگامى كه به آنها (مشركان عرب) گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد مىگويند: ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم پيروى مىنماييم»، (وَ اذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا انْزلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا الْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَائَنَا ...). [١]
و قرآن بلافاصله در پايان اين آيه جواب دندان شكنى به آنها مىدهد و مىگويد:
«مگر نه اين است كه پدران آنها چيزى نمىفهميدند و هدايت نيافتند»؟ (... اوَلَوْ كَانَ آبَائُهُمْ لَايَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لَايَهْتَدُونَ). [٢]
تعبيرات آيه نشان مىدهد كه آنها انكار نمىكردند كه آنچه را پيغمبر آورده «مَا انْزَلَ اللَّهُ» و فرمان الهى است، بلكه به قدرى گرفتار جهل و تعصّب بودند كه آيين نياكانشان را
[١]-/ بقره، ١٧٠
[٢]-/ همان مدرك