اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١١ - تفسير و جمع بندى
مىشود كه جوانب مسئله را بررسى نكند و خير و شرّ خود را نشناسد و خود را به پرتگاههاى خطرناك بيفكند.
اين «دعا» گاه به صورت لفظى است؛ يعنى، از خداى خود با اصرار فراوان مسائلى را مىخواهد كه نه تنها خير او در او نيست، بلكه مايه بدبختى اوست؛ آن گونه كه امام صادق عليه السلام مىفرمايند: «وَ اعرِفْ طَريقَ نِجاتِكَ وَ هَلاكِكَ كَى لاتَدعُوا اللّهَ بِشَىءٍ عَسى فِيهِ هَلاكُكَ وَ انتَ تَظُنُّ انّ فيهِ نَجاتُكَ قَالَ اللّهُ تَعالى «وَ يَدَعُ الانسانُ بِالشَّرِّ دُعائَهُ بِالخَيرِ وَ كانَ الانسانُ عَجُولًا؛ راه نجات و هلاك خود را درست بشناس، مبادا از خدا چيزى طلب كنى كه هلاك تو در آن است؛ در حالى كه گمان دارى، نجات تو در آن است؛ خداوند متعال مىفرمايد: «انسان بديها را طلب مىكند، آن گونه كه نيكيها را مىطلبد؛ زيرا انسان همواره عجول بوده است». [١]
انسان، گاه در عمل اصرار به انجام كارهايى دارد كه ريشه آن هواپرستى و نتيجه آن بدبختى است؛ امّا بر اثر تسويلات شيطان و تزيين هواى نفس، آن را خير و موجب سعادت خويش مىپندارد و از نرسيدن به آن ناراحت مىشود؛ در حالى كه گذشت زمان چه بسا روشن مىكند كه اگر خواسته او انجام مىگرفت تا پايان عمر بيچاره بود.
در هفتمين آيه مطلب تازهاى در زمينه عجول بودن انسان مطرح شده است و آن اين كه گاه اين انسان عجول به جاى اين كه حدّاقل در راه نيكيها عجله كند، هميشه در راه شرّ و فساد عجله مىكند. همان گونه كه گاه كفار لجوج و عنود در برابر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه آنها را تهديد به عذاب الهى مىكرد، اصرار داشتند كه چرا اين عذاب فرا نمىرسد و بى صبرانه در واقع مرگ و نابودى خود را از پيامبر صلى الله عليه و آله مىطلبيدند؛ چنان كه در آيه مورد بحث آمده است: «آنها پيش از حسنه (نيكى و رحمت) از تو تقاضاى تعجيل سيئه (بدى و عذاب) مىكنند، با اين كه قبل از آنها بلاهاى عبرتانگيز نازل شد (و آنها شنيدند و مىدانند كه اين مسئله شوخى نيست؛ بنابراين تأخير عذاب و مجازات آنها، تنها به خاطر لطف و رحمت خدا، حتى بر گنه كاران است، شايد بيدار شوند و بازگردند) و پروردگار تو نسبت
[١]-/ نورالثقلين، جلد اول، صفحه ١٤١