اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢ - تفسير و جمع بندى
به مردم، با اين كه ظلم و ستم مىكنند، باز داراى مغفرت است و نيز پروردگارت عذاب شديد دارد (بنابر اين نبايد به غفران الهى مغرور شوند)؛ وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِئَةِ قَبلَ الحَسنَةِ وَ قَد خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتِ وَ انَّ رَبَّكَ لَذو مَغْفِرَةٍ لِلنّاس عَلَى ظُلْمِهِم وَ انّ رَبَّكَ لَشَديدُ العِقابِ. [١]
آرى! اگر شتابزدگى انسان با لجاجت آميخته شود، نتيجهاش همان است كه در آيه گذشته آمد؛ به جاى اين كه براى نيكىها عجله كند، براى بدى عجله مىكند و خود را گرفتار امواج بدبختى مىسازد؛ شبيه آنچه در آيه ١ سوره معارج آمده است: «سَئَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ وَاقِعٍ* لِلْكافِرينَ لَيسَ لَهُم دافِعٌ؛ تقاضا كنندهاى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد، اين عذاب مخصوص كافران است و هيچ كس نمىتواند مانع آن شود».
بسيارى از مفسّران و ارباب حديث گفتهاند كه اين آيه درباره «نعمان بن حارث فهرى» نازل شده است. نقل شده است كه در غدير خم، جانشينى على عليه السلام را از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله با جمله تاريخى «مَنْ كُنتُ مَولَاهُ فَهَذَا عَلىٌّ مَولاهُ» شنيد؛ بر آشفت و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و شديداً اعتراض كرد و هنگامى كه فهميد اين امر طبق يك دستور الهى انجام شده است، ناراحتىاش بيشتر شد و گفت: خداوندا! اگر اين حق است و از سوى توست، سنگى از آسمان بر ما بباران. چيزى نگذشت كه قطعه سنگ آسمانى بر سرش فرود آمد و او را كشت و آيه فوق نازل شد. [٢]
آيا بهتر نبود كه اين قبيل اشخاص به جاى لجاجت و عناد در برابر حق، از خداوند تقاضاى هدايت و برچيدن تعصّب و لجاجت درونى خويش مىكردند و طبق آيه مورد بحث مغفرت خداوند را بر عذابش مقدم مىكردند؛ «سَبَقَتْ رَحْمَتَهُ غَضَبَهُ» كه خداوند متعال تا امكان هدايت وجود داشت، آنها را عذاب نمىكرد؛ ولى افسوس! كه هميشه انسانهاى خيرهسر، عجله بر عذاب الهى دارند، نه مغفرت!
هشتمين آيه از آيات مورد بحث، ضمن نگرش از زاويه ديگر به مسئله عجول بودن انسان، مىفرمايد: «اگر خداوند در مجازات مردم (بدكار) عجله مىكرد، آن گونه كه آنها در به
[١]-/ رعد، ٦
[٢]-/ مجمع البيان، جلد ١٠، صفحه ٣٥٢