اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨ - تفسير و جمع بندى
راه توبه را پيش گيرند؛ همراه مرد عابد از ميان آنها بيرون رفت؛ ولى مرد عالم در ميان آنها ماند و به ادامه تبليغ پرداخت.
اين تبليغات همراه با احساس نزديك شدن لحظات عذاب، تحولى بنيادين در روح آن جمعيت ايجاد كرد، همراه آن عالم به درگاه خدا روى آوردند و به توبه نشستند و راه ايمان و توحيد پيش گرفتند و خداوند آنها را نيز بخشيد؛ ولى حضرت يونس عليه السلام را به خاطر عجله و ترك اولى مورد سرزنش و تحت فشار قرار داد.
قرآن در اين زمينه خطاب به پيامبر اسلام مىگويد: « (در تقاضاى عذاب براى امتت، عجله مكن) و مانند صاحب ماهى (يونس) نباش (كه در تقاضاى مجازات قومش عجله كرد و خود گرفتار كيفر ترك اولى شد)، در آن زمان كه خدا را خواند، در حالى كه مملوّ از اندوه بود و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود (از شكم ماهى) بيرون افكنده مىشد، در حالى كه مورد نكوهش قرار داشت؛ فَاصْبِرْ لِحُكمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الحُوتِ اذ نادى وَ هُوَ مَكظومٌ* لَولا ان تَدارَكَهُ نِعمَةٌ مِن رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذمُومٌ». [١]
ولى خداوند توبه او را در برابر اين ترك اولى پذيرفت و هنگامى كه از شكم ماهى بيرون آمد، از هر گناه و ترك اولى پاك بود. به همين دليل در آيه بعد از آن مىخوانيم:
«پروردگارش او را برگزيد و از صالحان قرار داد؛ فَاجتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِن الصَّالِحينَ». [٢]
گرچه حضرت يونس عليه السلام به قدر كافى و به اندازه لازم اتمام حجت نمودند [٣] ولى خداوند از پيامبرش، بيش از اين صبر و حوصله و بردبارى مىطلبد؛ از اين رو همين مقدار «عجله و شتاب» را بر او نبخشيد.
چهارمين آيه، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را از «عجله و شتاب» باز مىدارد و مىفرمايد: «بزرگ و بلند مرتبه است خداوندى كه سلطان بر حق است و در مورد قرآن عجله مكن، پيش از آن كه وحى آن بر تو تمام شود، و بگو پروردگارا! علم مرا افزون كن؛ فَتَعالَى اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ وَ
[١]-/ قلم، ٤٨ و ٤٩
[٢]-/ يونس، ٤٨ تا ٥٠
[٣]-/ در بعضى از روايات آمده است كه حضرت يونس عليه السلام سى وسه سال به طور مرتّب آنها را به سوىخدا دعوت مىكرد ولى آنان ايمان نياوردند. (به نقل از: نورالثقلين، جلد ٥، صفحه ٣٩٨)