منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٨
كسانى بودند كه به موسى ايمان آوردند وعجيب اينكه از قدرت فرعون نترسيدند. دليل آن اين است كه آنان استادان جادو بودند وحد ومرز آن را به خوبى مى شناختند. وقتى كار موسى را ديدند، با اطلاعات وسيعى كه در فن خود داشتند، يقين كردند كه كار او از حدّ سحر برتر وبالاتر است ومعجزه الهى است كه براى هدايت مردم به موسى داده شده است. لذا فوراً به سجده افتادند وايمان خود را به پروردگار موسى وهارون اظهار كردند; چنانكه مى فرمايد:(فَأُلْقِىَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنّا بِرَبِّ هارونَوَ مُوسى)(طه/٧٠).وباز مى فرمايد:(وَ أُلْقِىَ السَّحَرَةُ ساجِدينَ *قالُوا آمَنّا بِرَبِّ العالَمينَ *رَبِّ مُوسى وهارونَ).(اعراف/١٢٠ـ١٢٢)
شكست خفتبار فرعون وبازگشت جادو گران به صف موسى، فرعون را سخت عصبانى كرد ونمى دانست چه كند وچگونه اين شكست را جبران كند؟ چاره اى جز اين نديد كه از حربه خاصّى بهره بگيرد.
اوّلاً به آنان اعتراضى كرد كه چرا بدون اذن من به او ايمان آورديد؟ تو گويى فرعون مالك القلوب نيز هست كه حتّى گرايشهاى درونى نيز بايد به اذن او باشد.
ثانياً اظهار كرد كه همگى در مكتب موسى درس خوانده واو استاد آنهاست وهدف اين است كه قبطيان را از اين سرزمين بيرون كنند. اين تهمت براى اين بود كه افكار عمومى را برعليه آنان بشوراند.
ثالثاً: آنان را به قتل تهديد كرد وگفت:همگى را به دار خواهم آويخت. آيات اين قسمت عبارتند از:
(قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أنْ آذَنَ لَكُمْ إنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الّذى عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلأُقَطِّعَنَّ أيْدِيَكُمْ وَ أرْجُلَكُمْ مِنْ خِلاف [١] ولاَُصَلِّبَنَّكُمْ فِى جُذوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أيُّنا أشَدُّ عَذاباً وَ أبْقى) (طه/٧١).
[١] دست راست وپاى چپ كه هر كدام خلاف ديگرى است.