منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠
خود را از دور ديد، در حالى كه آل فرعون متوجّه نبودند (يعنى ديد كه آنان موسى را از صندوق بيرون آورده وبه خانه بردند).
٦ـ ما از قبل، همه زنان شيرده را براى او حرام كرديم(پستان هيچ زنى را به دهان نگرفت). خواهر موسى(كه به عنوان فرد ناشناس نظاره مى كرد) به آل فرعون گفت:مايليد من شما را به خانواده اى هدايت كنم تا او را نگهدارى كنند وآنان خيرخواه او هستند.
٧ـ ما او را (از اين طريق به مادرش) باز گردانديم تا چشمش روشن شود وغمگين مباشد وبداند كه وعده هاى خدا حق وپا برجاست، ولى اكثر مردم نمى دانند.
٨ـ ما بار ديگر بر تو منّت نهاديم، آنگاه كه بر مادرت وحى كرديم آنچه را وحى كرديم (به او گفتيم) كه نوزادت را در صندوقى بگذار، صندوق را به دريا افكن(تا امواج دريا). صندوق را به ساحل بيفكند(نوزاد را)يكى از دشمنان من ودشمنان او برگيرد ومحبت خويش را بر تو ارزانى داشتم تا زير نظر من پرورش پيدا كنى.
٩ـ آنگاه كه خواهرت مى رفت، مى گفت:مى خواهيد من شما را به كسى كه او را نگاهدارى كند هدايت كنم. ما تو را به مادرت بازگردانيديم تا چشمش روشن شود وغم نخورد.
مشيت الهى واعمال قساوت آميز فرعون
فراعنه از دوران يوسف وپيش از آن تا برسد به زمان موسى مالك مصر وحاكم بر آن بودند، ولى كاهنان به آنان گفته بودند كه اين قدرت بزرگ به وسيله كودكى از بنى اسرائيل كه بزرگ مى شود، نابود خواهد گشت. از اين جهت پيوسته پسران را سر مى بريدند تاموسى متولّد نشود. ولى مشيّت الهى بر اين تعلّق گرفته بود كه او در بيت بنى اسرائيل متولّد گردد وكار آگاهان در بار فرعون متوجّه نشوند و سپس در دامن فرعون بزرگ گردد. شگفت آورتر اينكه با تمام قساوت در پرتو اينكه خدا محبت او را بر دل آنها افكند نسبت به اين كودك علاقه مند شدند.مادر موسى به