منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣
عذاب) نيستم.
٦ـاى قوم من مخالفت شما با من سبب نشود كه به شما برسد آنچه به قوم نوح وهود وصالح رسيده است و(سرنوشت)قوم لوط از شما چندان دور نيست.
٧ـ از خدا طلب آمرزش كنيد. به سوى او بازگرديد. پروردگار من مهربان ودوستدار بندگان است.
٨ـ من از شما در برابر تبليغ خود مزدى نمى طلبم. پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
تفسير موضوعى آيات
شعيب در روش تبليغ خود از عناوين ياد شده در زير بهره گرفته است كه هر يك مى تواند در هدايت گمراهان مؤثر باشد.
١ـ دليل وبرهان بر صحّت گفتار خود: همگى مى دانيم كه پيامبران به معجزه مجهز بودند. گاهى از روز نخست معجزه همراه داشتند وگاهى پس از درخواست مردم دست به اعجاز مى زدند. هرگز پيامبرى نبود كه بدون معجزه ودليل از جانب خدا مبعوث به هدايت شود. شعيب از گروه نخست بود. به همين جهت مى گويد: (قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُم فَأوفُوا الكَيْلَ). از ترتب جمله دوّم (فَأوفُوا) بر جمله نخست( قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ ) مى توان حدس زد كه او به سبب داشتن دليل وبرهان بر نبوت خود، مردم را الزام مى كند كه به دستورهاى او گردن نهند. امّا معجزه او چه بوده، در قرآن نامى از آن برده نشده است. اينكه برخى مى گويند شعيب فاقد معجزه بوده، به گواه اينكه در قرآن نامى از معجزه او به ميان نيامده است، سخن بى پايه اى است; همان گونه كه نام بسيارى از معجزات پيامبر اسلام نيز در قرآن نيامده است.[١]
[١] مجمع البيان ، ج٢، ص٤٤٧.