منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٧
تفسير موضوعى
دراين بخش از آيات مذاكره موسى را با فرعون مى خوانيم كه با نرمى شروع مى شود وسرانجام به تندى مى گرايد. موسى سخن خود را باتوصيف خود كه او رسول از طرف پروردگار جهانيان است(اعراف/١٠٥) آغاز مى كند وآن دو نكته اصلى مأموريت خود را با عبارتهاى گوناگون ابراز مى كند:
يكى اينكه فرعون طغيان خود را كنار بگذارد وبه بندگى خويش گردن نهد. اين پيام را با اين عبارت بيان مى كند:(أنْ لاتَعْلُوا عَلَى اللّهِ). (دخان/١٩)
ديگر اينكه بنى اسرائيل را آزاد سازد تا همراه او از مصر بيرون روند:(فَأرسِل مَعِىَ بَنى إسرائيلَ)(اعراف/١٠٥). و (أنْ أَدُّوا إلَىَّ عِبادَ اللّهِ إنّى لَكُمْ رَسُولٌ أمِينٌ).(دخان/١٨)
فرعون در مقابل سخن موسى نخست از درِ ملاطفت ومحبت وارد مى شود ومى گويد:چرا اين سخنان را مى گوييد؟ مگر حقوق مرا فراموش كردى كه در دوران كودكى تو را پرورش داديم:(قالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَلَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنينَ) (شعراء/١٨). سپس به سخن خود كمى خشونت مى بخشد ومى گويد:به ياد دارى كه يك نفر از ما را كشتى وبر نعمتى كه بر تو ارزانى داشته بوديم كفر ورزيدى: (وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الّتى فَعَلْتَ وَ أنْتَ مِنَ الكافِرينَ)(شعراء/١٩).
موسى به هر دو سخن او پاسخ مى گويد:نخست از كشتن آن فرد سخن گفته وياد آور مى شود كه آن قتل خطايى بود وبه همين جهت من مصر را به قصد مدين ترك گفتم.
(قالَ فَعَلْتُها إذاً وَ أَنَا مِنَ الضّالّينَ *فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لى رَبّى حُكْماً وَ جَعَلَنى مِنَ المُرسَلينَ).(شعراء/٢٠ـ٢١)
سخن در اين است كه مقصود از «حكم» چيست؟ آيا مقصود بينش وفرزانگى