منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥
پذيرفت سخنى به ميان نيامده است، چنانكه مى گويد: ( إذْ تَمشى أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُه). «آنگاه كه خواهرت مى رفت ومى گفت:مى خواهيد من شما را به كسى كه او را پرورش دهد هدايت كنم.»
از اين بيان روشن مى شود كه تكرار يك سرگذشت به معنى تكرار بى فايده نيست، بلكه در هرجايى نكته اى را گفته كه در جاى ديگر نيامده است. وامّا اينكه چرا همه نكات يك جا نيامده است، علّت آن را بايد در شأن نزول ومحيط فرود آمدن آيات به دست آورد. غالباً آياتى كه به عنوان استشهاد موضوعى وارد شده، فقط نكات مورد نظر را آورده واز ديگر نكات كه در بيان سرگذشتها به آن اشاره مى كنند، صرف نظر كرده است.
ب ـ زندگى موسى در دربار فرعون
دوران شيرخوارگى به پايان رسيد. فرعون (پادشاه مصر) او را به عنوان فرزندى برگزيد واو در قصر فرعون در ميان ناز ونعمت رشد كرد تا به سن جوانى رسيد. لازمه زندگى در چنين دربارى اين است كه او طرفدار مستكبر ومخالف مستضعف باشد. ولى چون او ميوه درخت ديگرى است وروى مصالحى به دربار فرعون راه يافته است، فطرت اصلى خود را از دست نداد. ودر راه پيامبران گام بر مى داشت، هرچند تا آن هنگام به مقام نبوت نرسيده بود) قرآن اين بخش از زندگى او را چنين بيان مى كند:
١ـ (وَلَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَكَذلِكَ نَجْزِى المُحْسِنينَ).
٢ـ (وَ دَخَلَ الْمَدينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَة مِنْ أهْلِها فَوَجَدَ فيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَهذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الّذى مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الّذى مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيطانِ إنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ).