منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤
فراعنه با داشتن آن تمدنهاى پيش رفته، ادعاى بزرگى است كه بايد با دليل وبرهان همراه باشد واگر خدا به موسى بن عمران چنين رسالت وپيام رسانى را مى دهد، حتماً بايد او را با معجزه مجهز سازد واو بر اساس چنين قدرتى با دلگرمى وپشتيبانى غيبى، گام به پيش نهد. از اين جهت خدا در همان بقعه مباركه او را با دو معجزه مجهز كرد. يكى اينكه اگر عصا را بيفكند به صورت مارى در مى آيد وهر موقع بر گيرد به همان حالت نخست باز مى گردد، وديگرى اينكه اگر دستش را در گريبان يا بغل فرو برد وبيرون آورد، بدون هيچ عيب ونقص سفيد ودرخشان خواهد بود، تو گويى معجزه اوّل، معجزه وحشت آور ودوم، اميد زاست كه اگر به هم آميخته شوند مظهر انذار وبشارت خواهند بود.
اكنون به بيان خطاباتى كه او را با دو معجزه بزرگ مجهز كرده است گوش فرا دهيم:
(وَ أنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جانٌّ وَلّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أقْبِلْ وَ لاتَخَفْ إنَّكَ مِنَ الآمِنينَ*اسْلُكْ يَدَكَ فى جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوء وَ اضْمُمْ إلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إلى فِرْعَونَ وَ مَلائِهِ إنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقينَ)(قصص/٣١ـ٣٢).
در سوره طه پيش از آنكه بگويد عصا را بيفكن، از او مى پرسد: اى موسى! چيزى كه در دست راست توست، چيست؟ او هم براى آن سه ويژگى بيان مى كند:١ـ بر آن تكيه مى كنم.٢ـ به وسيله آن برگ براى گوسفندان مى ريزم. ٣ـ كارهاى ديگرى نيز انجام مى دهم. چنانكه مى گويد:
(وَما تِلْكَ بِيَمينِكَ يا مُوسى* قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمى وَلِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى). (طه/١٧ـ ١٨).
اكنون سؤال مى شود: هدف از اين پرسش چه بوده وچرا موسى در مقام پاسخ به موجز گويى اكتفا نكرد؟