منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٧
تفسير آيات
پيش از آنكه به تفسير آيات بپردازيم، شايسته است به تفسير مفردات وتركيب برخى از جمله هاى آن بپردازيم:
١ـ (صافِنات) جمع «صافنة» به معنى اسب چابك وتيز رو است كه غالباً روى سه پا مى ايستد ويك پاى خود را بالا نگه مى دارد.
٢ـ «جياد» جمع «جواد»از كلمه جود گرفته شده است. تو گويى اسب با تند رويى خود، جان خود رانثار مى كند.
٣ـ «خير» ضد شرّ است وگاهى در قرآن در مورد مال به كار رفته است: (إنْ تَرَكَ خَيْراً) (بقره/١٨٠). چون مال طبعاً خير است واين انسان دور از خرد ودين است كه از آن سوء استفاده مى كند.
٤ـ «حبّ» ضد بُغض است.
٥ـ «حب الخير» بدل از مفعول است وتقدير چنين است:«أحببت الخيل حب الخير». يعنى اسبها را دوست داشتم، نوعى دوست داشتن. يعنى علاقه من به اسبان تندرو، علاقه به امر خير است.
ممكن است كلمه «حبُّ الخير» مفعول ومراد از آن اسبان تند رو باشد ومفاد جمله چنين خواهد بود:«أحببت الخير حُبّاً عَنْ ذكر ربّي».يعنى اين اسبان رابه خاطر ياد خدا وامر او دوست داشتم. زيرا به وسيله اين اسبها مى توان با دشمن جهاد كرد. به عبارت ديگر، علاقه به اسبها وآرايش نظامى از فرمان خدا سرچشمه مى گيرد.
٦ـ «توارت» فعل مؤنث از «توارى» به معنى پنهان شدن است وفاعل آن «صافنات الجياد» است. يعنى اسبها موقع سان ديدن از او دور شدند تا از ديدگان او پنهان گرديدند وميان او وآنها حاجبى پديد آمد.
٧ـ مقصود از جمله «ردُّوها» باز گرداندن اسبهاست. در حقيقت به مربيان