منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٤
مى گويند: توفيتُ المالَ منه واستوفيته.[١]
بامراجعه به قرآن روشن مى شود كه معنى واقعى «توفي» اخذ واستيفا وگرفتن است، ولى اين حقيقت به صورتهاى مختلف واقع مى شود وتحقق آن در مورد انسان به يكى از صورتهاى زير است:
الف:گرفتن روح از بدن به صورت كلى كه ملازم با مرگ است.
ب: گرفتن روح از بدن نه به صورت كامل، كه ملازم با خواب است.
ج: گرفتن انسان از اجتماع بشرى وبردن او به عالم ديگر.
آيات قرآن گواهى بر هر سه صورت مى دهد:
در مورد اوّل ودوم مى فرمايد:(اللّهُ يَتَوَفَّى الأنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الّتى لَمْ تَمُتْ فى مَنامِها فَيُمْسِكُ الّتى قَضى عَلَيْهَا المَوْتَ وَ يُرْسِلُ الأُخْرى إلى أجَل مُسَمًّى إنَّ فى ذلِكَ لآيات لِقَومِ يَتَفَكَّرُونَ)(زمر/٤٢). «خدا جانها را به هنگام مرگ، وجان آنها را كه در خوابگاه خود نمرده اند، مى گيرد. در اين موقع روح كسانى را كه مرگ آنان قطعى گشته نگه مى دارد وديگرى را تا وقت معيّن رها مى سازد.»
همان طور كه ملاحظه مى شود«توفى» در آيه دو كار برد دارد: در بخش نخست آيه، به معنى گرفتن روح انسان از طريق مرگ است:(يَتَوَفَّى الأنْفُسَ حينَ مَوْتِها). ودر بخش دوّم گرفتن روح از طريق خواب است:(وَ الّتى لَمْ تَمُتْ فى مَنامِها).[٢]
در آيات ديگرى نيز «توفى» به معناى اخذ روح از طريق خواب است; چنانكه مى فرمايد:(وَهُوَ الّذى يَتَوفّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فيهِ لِيُقْضى أجَلٌ مُسَمّى) (انعام/٦٠).«اوست كه شما را به هنگام شب مى گيرد واز
[١] لسان العرب، ج١٥، ص٤٠٠، ماده وفى.
[٢] بايد توجه داشت كه «والتي» عطف بر «الأنفس» است وعامل در انفس عامل آن هم هست وتقدير آيه چنين است:«اللّه يتوفى الأنفس التى لم تمت فى منامها».