منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٣
محسوس بودند، مى توانست چنين انحرافى را در مورد آنان پيش بينى كند. او به هنگام مراجعت از ميقات، در حالى كه وحى او را از جريان گوساله پرستى بنى اسرائيل با خبر كرده بود، سخت خشمگين وناراحت بود; به گونه اى كه از فرط خشم واينكه تمام زحمات او به باد رفته است، دو عكس العمل نشان داد. هدف او اين بود كه جنايتكاران از بزرگى گناه خود آشنا شوند. در حقيقت اين دو عكس العمل جنبه تربيتى داشت واگر چنين نمى كرد وبرخورد او ملايم بود، شايد بنى اسرائيل بر همان بت پرستى خود باقى مى ماندند. ولى آنگاه كه بنى اسرائيل اين دو نوع عكس العمل را از موسى در مورد دو چيز ديدند كه نزد او بسيار مقدّس وگرامى بودند، فهميدند كه گناه بسيار بزرگى را مرتكب شده اند وفوراً از آن بازگشتند وهمگى گفتند: (لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَيَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الخاسِرينَ)(اعراف/١٤٩).
اين دو عكس العمل عبارت بودند از:
١ـ افكندن الواح تورات.
٢ـ گرفتن سر وريش برادر وكشاندن او به سوى خود.
تورات وحى الهى بود كه از منزلت خاصى نزد موسى برخوردار بود وبرادر او هارون، پيامبرى بود معصوم كه گرد گناه نمى گشت. با اين وصف از فرط خشم براى تربيت بنى اسرائيل، تورات را بر زمين افكند وسر برادر را گرفت وبا كمال تندى به او گفت:(قالَ يا هارُونُ ما مَنَعكَ إذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا *أَلاّ تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرى) (طه/٩٢ـ٩٣):«چه چيزى سبب شد، آنگاه كه ديدى آنان گمراه شدند، از من پيروى نكنى (شدت عمل به خرج ندهى)؟! آيا با دستور من مخالفت كردى؟!»
اينجا بود كه بنى اسرائيل از سرنوشت خود آگاه شدند وفهميدند كه كيفر سختى در كمين آنهاست.
هارون با كمال ملاطفت در برابر خشم برادر چنين گفت:فرزند مادرم! سر وريش مرا مگير! علّت اينكه من شدّت عمل به خرج ندادم اين بود كه از آن ترسيدم