منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٢
همراه با سليمان تسليم خود را در برابر خداى جهانيان ابراز مى دارم:
(قيلَ لَهَا ادْخُلى الصَّرْحَ فَلَمّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَواريرَ قالَتْ رَبِّ إنّى ظَلَمْتُ نَفْسى وَ أسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ للّهِ رَبِّ العالَمينَ).
تا اينجا سرگذشت سليمان ومجموع آيات، با ترجمه وتوضيح آن به پايان رسيد. به هنگام تفسير آيات نكاتى رامتذكر شديم، ولى نكات ديگرى در اين داستان است كه ياد آور مى شويم:
١ـ مجموع سرگذشت سليمان ما را به قدرت عظيمى رهبرى مى كند كه تاريخ نظير آن را نديده ونشان نداده است.
٢ـ بسيارى از حوادث ورويدادها را در سرگذشت سليمان را بايد از طريق اعجاز وكرامت تفسير كرد ونبايد انتظار آن را داشت كه قوانين علمى آن را توجيه كند.
٣ـ نزول اين آيات در مكّه، كه حاكى از آن است كه يك پيامبر الهى داراى چنين قدرت وموهبت بوده واز طريق پرنده اى مشركان را به تسليم وخضوع واداشته است، مى توانست مايه تسلّى وتقويت قلوب موحدان مكّه باشد كه در چنگال قدرت بت پرستان بودند.
٤ـ در بررسى اين داستان به مظاهر تجملاتى بر مى خوريم كه غالباً اهل دنيا به دنبال آن بوده ودر بعضى از روايات،چنين تجمّل گرايى نكوهش شده است. اكنون چگونه مى توان اين دستگاه عريض وطويل سليمان را توجيه كرد؟
پاسخ اين است كه اگر تجمل وشكوه ظاهرى سبب قهر بر كافران وتسليم بت پرستان شود، اشكالى نخواهد داشت وهمان شكوه ظاهرى وهيبت صورى بود كه ملكه سبا را از آن نقطه دور به سرزمين توحيد آورد ومنطقه اى كه در شرك فرو رفته بود به آيين توحيد گرايش پيدا كرد. خلاصه اينكه اگر تجملات وسيله هدايت شد،