منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤
با اعزام پيامبر آنها، باب نبوت بسته و بساط تشريع برچيده گرديده است.
در طريق تحكيم دو اصل ياد شده، بسيار به جاست كه امت اسلامى از زندگى معلمان پيشين الهى، و واكنشهاى امتهاى آنها به طور صحيح آگاه گردند بالاخص كه كتب عهد عتيق و جديد از تحريف سالم نمانده و حق و باطل در آنها به هم آميخته شده است.
مسلمانان با خواندن سرگذشت صحيح پيامبران در كتاب آسمانى خود، بدون اينكه خود به عنوان ماده خام تاريخ قرار گيرند، ميوه تلخ و شرين تاريخ را مى چينند، و درسهاى آموزنده اى ياد مى گيرند، اصولا خاصيت داستانهاى صحيح و پا بر جا اين است كه انسان بدون آنكه خود در جريان شيرينيها وتلخيهاى حوادث باشد نتيجه لازم را از تاريخ مى گيرد واين همان نكته اى است كه از زمانهاى ديرينه،معلّمان اخلاق ومصلحان جهان گفته اند:
خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران *** گفته آيد در كلام ديگران
پيامبرانى كه زندگى آنها در جلد يازدهم بيان گرديد عبارتند از:
١ـ حضرت آدم ٤ ٢ـ حضرت ادريس ٤ ٣ـ حضرت نوح ٤ ٤ـ حضرت هود ٤ ٥ـحضرت صالح ٤٦ـ حضرت ابراهيم ٤ ٧ـ حضرت اسماعيل ٤ ٨ـ حضرت اسحاق ٤ ٩ـ حضرت لوط ٤ ١٠ـ حضرت يعقوب ٤ ١١ـ حضرت يوسف٤
اكنون وقت آن رسيده است كه به تشريح زندگانى ديگر پيامبران بزرگ الهى كه در قرآن به گونه اى سرگذشت آنها بيان شده است بپردازيم، وآنان عبارتند از:
١ـ حضرت شعيب٤ ٢ـ حضرت موسى٤ ٣ـ حضرت داود ٤ ٤ـ حضرت سليمان٤ ٥ـ حضرت ايوب٤ ٦ـ حضرت يونس٤ ٧ـ حضرت زكريا٤ ٨ـ حضرت يحيى٤ ٩ـ حضرت مسيح٤
در تبيين زندگانى آنان مانند جلد پيشين به خود قرآن واحياناً به روايات واقوال مفسّران اعتماد شده است.اميد است اين بخش از تفسير موضوعى ما، چراغى فرا راه طالبان حقيقت وعاشقان تفسير كلام ا لهى باشند وازخداوند بزرگ براى نگارش ديگر موضوعات قرآن خواهان توفيقم.
مؤلف
١١/ محرم الحرام ١٤١٦