منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧
ونيازمندم.
٣ـ (دختران با گوسفندان به خانه بازگشتند وجريان برخورد خود را با جوانى كه گوسفندان آنها را آب داد به پدر گفتند. پدر به يكى از آن دو گفت:برو اين جوان را دعوت به خانه كن تا مزد او را بپردازم.) يكى از آنها در حالى كه با نهايت حيا راه مى رفت آمد وگفت:پدرم تو را مى خواهد تا پاداش آب دادن گوسفندان را بپردازد. وقتى موسى به خانه او(شعيب) آمد وسرگذشت خود را گفت(شعيب) گفت: مترس از ستمگران نجات يافتى.
٤ـ يكى از دختران به پدر گفت:پدرجان اين جوان را استخدام كن، زيرا بهترين افراد براى استخدام كسى است كه نيرومند وامين باشد.
٥ـ شعيب به موسى گفت:مى خواهم يكى از اين دودخترم را به عقد تو در آورم، مشروط به اينكه هشت سال براى من كار كنى واگر آن را به ده سال افزايش دادى، اختيار با توست ونمى خواهم كار را بر تو دشوار سازم. مرا به خواست خدا از صالحان خواهى يافت.
٦ـ موسى در پاسخ گفت: اين قرار داد ميان من وشماست. هر كدام از اين دو مدّت را انجام دهم بر من اعتراضى نيست، خدا برآنچه مى گوييم شاهد وگواه است.
٧ـ وانسانى را كشتى وما تو را از غم نجات داديم وبارها تو را آزموديم وسالها ميان مردم مدين زندگى كردى، آنگاه اى موسى در آن وقت مقدر آمدى.
تفسير موضوعى آيات
«مدين» در قرآن، هم بر شهر شعيب اطلاق شده،وهم بر قوم شعيب قابل تطبيق است. شهر شعيب يا مدين در مشرق خليج عقبه قرار داشته ومردم آن از فرزندان اسماعيل بوده اند وبا مصر ولبنان وفلسطين تجارت داشتند. امروزه شهر مدين به نام «معان» ناميده مى شود. بعضى از جغرافيون نام مدين را بر مردمى كه