منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٩
است كه تو آنان را به بردگى كشيدى و پسران آنان را ذبح كردى ولذا، مادرم از ناچارى دست به وسيله اى زد كه در خانه تو بزرگ شوم.
درخواستهاى موسى از خدا
موسى از عظمت مأموريت خود آگاه شد و براى تحقق بخشيدن به آن از خدا مطالبى را درخواست كرد:
١ـ سينه فراخ به او بدهد:(رَبِّ اشْرَحْ لى صَدري)(طه/٢٥). كنايه از اينكه صبر واستقامت به او ارزانى دارد.[١]
٢ـ كار را بر او آسان كند:(وَيَسِّرْ لى أمْري)(طه/٢٦). قابل توجه اينكه آسانى مأموريت را نخواست، بلكه با حفظ كيفيت آن خواست كه انجام آن را بر وى آسان نمايد.
٣ـ گره از زبانش بگشايد:(وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانى * يَفْقَهُوا قَوْلي) (طه/٢٧ـ ٢٨). مقصود از اين گره چيست؟ آيا واقعاً در زبان او نقصى بوده كه گاهى بند مى آمد، يا مقصود چيز ديگرى است وآن اينكه او را بر بيان حقيقت مأموريت، گويا سازد. يعنى نطق وبيان قوى ونيرومند عطا كند تا مردم را تفهيم كند:(يَفْقَهُوا قَوْلي).
گواه معنى دوّم اين است كه آنجا كه از خدا مى خواهد تا هارون را وزير او بسازد، فرق خود را با او فرق فصيح وافصح مى داند ومى گويد:(وَ أخى هارُونُ هُوَ أفْصَحُ مِنّى لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِىَ رِدْءاً). (قصص/٣٤) «برادرم هارون از من فصيح تر است، او را با من بفرست تا معين وكمك من باشد».
از آيات در مورد درخواست مشاركت هارون با موسى در انجام مأموريت،
[١] امير مؤمنان (عليه السلام) مى فرمايد:«آلة الرئاسة سعة الصدر». «وسيله مديريت، فراخى سينه(بردبارى وحلم)است». نهج البلاغه، بخش حكمت، شماره١٧٦.