منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٦
٣ـ حكيم وداور(آتَيْناهُ حكماً).
٤ـ عالم ودانشمند(وعلماً).
٥ـ از هر چيزى بهره اى داشت(أُوتينا من كلِّ شيء).
٦ـ بنده اى نيكو بود(نعم العبد).
٧ـ بنده اى ذاكر خدا بود(أوّاب).
در پايان ياد آور مى شويم فرق است ميان اينكه يك انسان عادى بگويد: به فلان فرد علم آموختيم واين كه خدا بگويد: به فلان انسان علم داديم. طبعاً قلمرو آموزش علم در دوّمى، وسيع وگسترده خواهد بود.
***
٢
رژه سوار كاران در برابر سليمان
آيات مورد بحث
١ـ (إذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالعَشِيِّ الصّافِناتُ الجِيادُ).
٢ـ (فَقالَ إنّى أحْبَبْتُ حُبَّ الخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبّى حَتّى تَوارَتْ بِالحِجابِ).
٣ـ (رُدُّوها عَلَىَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأعْناقِ). (سوره ص/٣١ـ٣٣)
ترجمه آيات
١ـ به ياد آر زمانى را كه اسبهاى چابك وتند رو بر او عرضه شد.
٢ـ او گفت: من اسبها را به خاطر ذكر خدا دوست دارم(او به آنها مى نگريست) تا اينكه از ديدگان پنهان شدند.
٣ـ دستور داد آنها را باز گردانند، آنگاه بر گردن ويال وساق آنها دست كشيد.