منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٧
خود را به راه سعادت دعوت نمود وفقط دو نفر از آنان به او ايمان آورند، در اين حالت خشم وغضب يك امر طبيعى است و عصمت به معنى پيراستگى از غرايز انسانى نيست وهمين احتمال از امام هشتم (عليه السلام) نقل شده است. آنگاه كه مأمون از معنى آيه پرسيد، حضرت در پاسخ فرمود:«ذلك يونس بن متى ذهب مغاضباً لقومه»[١].
شايد تصور شود كه اين حالت مربوط به وقت ترك منطقه باشد كه روانه سمت دريا شد; به گواه اينكه به دنبال آن آمده است:(فَظَنَّ أنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ) واين حاكى از آن است كه اين دو متقارن بوده اند وچون دوّمى مربوط به وقت ترك منطقه است طبعاً اوّلى هم چنين خواهد بود ونتيجه اين مى شود كه خشم او بر عدم نزول عذاب ورفع آن خواهد بود، نه بر قوم خود.
پاسخ آن اين است كه هيچ دليلى وجود ندارد كه ثابت كند ظن بر عدم تضييق مربوط به حالت دوّم است، بلكه هر دو مى تواند مربوط به حالت نخست باشد.
٢ـ اين جمله بيانگر حال يونس به هنگام ترك منطقه است يعنى او منطقه را مانند كسى كه خشمگين باشد ترك گفت وتصور كرد كه خداوند بر او سخت نخواهد گرفت. گويا خروج او با كمال آرامش اين حالت را مجسّم مى ساخت كه كارى را صورت نداده است، نه اينكه واقعاً خشمى وجود داشته باشد. البته احتمال نخست روشن تر است.
جمله دوّم(فَظنَّ أنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ) گواه بر عدم عصمت نيست. زيرا «نقدر» مشتق از «قدر» به معنى ضيق وتنگ گرفتن است; چنانكه مى فرمايد:(وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمّا آتاهُ اللّهُ) (طلاق/٧): هر كس كه معيشت او تنگ شد، از آنچه كه خدا به او داده است(در حد امكان) انفاق كند. در اين صورت مفاد آيه همان است كه گفته شد وآن اينكه او منطقه را ترك كرد، در حالى كه در انديشه او
[١] بحار الأنوار، ج١٤، ص٣٨٧.