منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٠
فروشى او به خطر بيفتد. زيرا آيين مردم، كه فرعون از آن سخن مى گويد، جز اعتقاد به الوهيت فرعون چيزى نبود واگر فرعون از اين خود خواهى دست بر مى داشت ومردم را به خود واگذار مى كرد، يك چنين دگرگونى، مشكل به بار نياورده وجنگ ونبردى به دنبال نمى داشت. اين خودمحورى فرعون بود كه چنين پيامدهاى ناگوارى را به دنبال داشت.
از متن آيه استفاده مى شود كه جباران جهان نه تنها توده ها را تحقير مى كردند، بلكه حتى به فكر تحقير اطرافيان خود نيز بودند وبا آنان به طور روشن سخن نمى گفتند.
به خاطر دارم در اواسط سال ١٣٥٧ شمسى، پيش از پيروزى انقلاب اسلامى، شاه مقبور به عنوان دلسوزى گفت:من از آن مى ترسم كه اين شورشها آسيبى به دين برساند. دينى كه او از آن دم مى زد، جز همان آيين ستم شاهى نبود كه در كنار خدا وميهن قرار مى گرفت وخود را در كنار آفريدگار جهان قرار مى داد. يعنى مى ترسم كه سلطنت من به خطر افتد.
ولى در گفتار اطرافيان فرعون صراحت بيشترى وجود دارد. آنان به روشنى گفتند كه بقا وآزادى موسى مايه زوال الوهيت تو مى باشد; چنانكه مى گويد:(وَيَذَرُكَ وَ آلِهَتَك) :«تو خدايان تو را رها كنند». از اين جمله استفاده مى شود كه مردم، فرعون را مى پرستيدند واو نيز براى خود خدايانى داشت كه آنها را مى پرستيد.
آنگاه كه موسى از نقشه قتل خود آگاه شد، به روشنى از پايدارى خود سخن گفت واينكه او در پرتو عنايات خدا مصون از آسيب خواهد بود; چنانكه گفت: (إنّى عُذْتُ بِرَبّى وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرلا يُؤمِنُ بِيَوْمِ الحِسابِ).
نكته جالب اينجاست كه از متكبرى به خدا پناه مى برد كه به روز رستاخيز ايمان نداشته باشد، زيرا فردى كه براى اعمال خود مجازاتى نينديشد،مانعى نخواهد داشت وبايد از چنين انسان شرورى به خدا پناه برد.