منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٣
قانون الهى عمل كرده وهم به منافع مادى خود رسيده ا ند.ولى غافل از اينكه اين نوع كلاههاى شرعى در حقيقت مسخ قانون ونابود كردن آن است واگر قانونگذار تا اين حد در عمل به آن انعطاف ونرمش نشان دهد، نتيجه آن حذف قانون از اجتماع مى شود. بالأخره همه بازرگانان وكاسبها وصيادها مى توانند به نوعى در روز شنبه كار كنند وظاهر را حفظ نمايند.
قرآن اين جريان را چنين نقل مى كند:
(وَسْألْهُمْ عَنِ القَرْيَةِ الّتى كانَتْ حاضِرَةَ البَحْرِ إذْ يَعْدُونَ فى السَّبْتِ إذْ تَأْتيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهمْ شُرَّعَاً وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لاتَأتيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ).(اعراف/١٦١)
از آيات بعدى استفاده مى شود كه مردم آن شهر به سه گروه تقسيم شدند: گروهى ازاين طريق يا به طور علنى دست به شكار ماهى مى زدند، گروه ديگرى به مبارزه برخاسته وآنان را ارشاد مى كردند وگروه سوّم كاملاً بى تفاوت بوده وحتّى به گروه آمر به معروف اعتراض مى كردند كه با گروه خطا كار چه كار دارند.
ولى پيداست كه اين گروه بى تفاوت از راز امر به معروف ونهى از منكر آگاه نبوده وتصور مى كردند در زندگى اجتماعى، هر كس مسئول خود بوده ونسبت به افراد ديگر مسئوليتى ندارد.در حالى كه در زندگى اجتماعى، سرنوشت افراد به هم پيوسته است واگر گروهى آشكارا نقض قانون كردند، قطعاً اين بيمارى به ديگران نيز سرايت كرده وفراگير مى شود. چنانكه پيامبر گرامى مى فرمايد:«انّ المعصية إذاعمل بها العبد شرّاً لن يضرّ بها إلا عاملها، وإذا عمل بها علانيّة ولم يُغَير عليه أضرّت بالعامة» [١]:«هرگاه بنده خدا در پنهانى قانون شكنى كرد، فقط خود را ضرر مى زند، ولى آنگاه كه آشكارا اين عمل را انجام داد ومورد اعتراض واقع نشد، به عموم مردم
[١] وسائل الشيعة، ج١١،باب ٤ از ابواب امر به معروف، روايت ١.