منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠
استفاده مى شود كه: اوّلاً:موسى مى خواهد كمك او كسى از خاندان او باشد، تا او را به خوبى شناخته باشد.ثانياً او را از طريق بيان وگفتار كمك كند. ثالثاً او را تصديق كند. در اينجا سؤال مى شود كه تصديق برادر نسبت به برادر چه اهميتى دارد، آن هم در برابر فرعون؟
پاسخ اين است كه هارون يك فرد عادى نبود. او در غياب موسى در ميان بنى اسرائيل مقام وموقعيتى داشت. تصديق او اگر هم در برابر فرعون چندان مؤثر نباشد، نسبت به آينده موسى، كه هدايت قوم خود را بر عهده دارد، مؤثر خواهد بود. واينك آيات در اين مورد:
(وَاجْعَل لى وَزيراً مِنْ أهْلي* هارُونَ أخي *اشْدُد بِهِ أَزْري[١] * وَ أَشْرِكْهُ فى أَمْري*كَىْ نُسَبِّحَكَ كَثيراً* وَ نَذْكُرَكَ كَثيراً* إنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصيراً) (طه/٢٩ـ ٣٥). باز مى فرمايد:(وَ أخى هارُونُ هُوَ أفْصَحُ مِنّى لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِىَ رِدْءاً يُصَدِّقُنى إنّى أخافُ أنْ يُكَذِّبُونِ)(قصص/٣٤). ودر جاى ديگر مى فرمايد:(قالَ رَبِّ إنّى أَخافُ أَن يُكَذِّبُونِ*وَ يَضِيقُ صَدْرى وَلا يَنْطَلِقُ لِسانى فَأَرْسِلْ إلى هارُونَ)(شعراء/١٢ـ١٣).
خدا مجموع درخواستهاى موسى را مى پذيرد واز آن گاهى چنين تعبير مى آورد:(قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى)(طه/٣٦). وگاهى مى گويد:(قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فلا يَصِلُونَ إلَيْكُما بِ آياتِنا أَنْتُما وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الغالِبُونَ)(قصص/٣٥).«بازوى تو را به واسطه برادرت محكم مى سازيم وبراى شما قدرتى قرار مى دهيم كه در سايه آيات ما بر شما غلبه نمى كنند، شما وپيروانتان غالب هستيد».
تا اينجا روشن شد كه هر دو نفر به عنوان دو رسول از جانب خدا، كه يكى كمك ديگرى بود، براى مأموريت سنگين مبعوث شدند.
[١] «ازر» به معنى قوه ونيرو است.