منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٨
خطور نمى كرد كه براى اين كم صبرى بازخواست خواهد شد. واگر اين دو جمله دليل بر پيراستگى او از معصيت نباشد، نشان نافرمانى نيست.
در باره جمله سّوم (إنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ) ياد آور شويم كه ظلم در لغت عرب به معنى وضع شيئ در غير موضع آن است. يعنى انسان كارى را صورت دهد كه حقّش بود انجام ندهد. واگر در تعدّى به نفوس واعراض واموال كلمه ظلم به كار مى رود، به خاطر همين مناسبت است. شكى نيست كه كار يونس، مناسب با مقام او نبود ومقتضاى رأفت ورحمت مقام نبوت اين بود كه او درميان آنان بماند ودر حدّ امكان آنان را از عذاب برهاند; چنانكه آن فرد دانشمند اين كار را كرد.
اين به آن معنا نيست كه يك فرد پيرو از نظر كمال بالاتر از متبوع خود (يونس) مى باشد. زيرا آن فرد عالم رنج تبليغ را نچشيده ومانند يونس مدّتها با آنها در جدال نبود واگر او هم با يونس شرايط مشابه داشت، چنان موضعى را انتخاب نمى كرد.
از اين بيان معنى جمله (وَ هُوَ مُليمٌ) نيز روشن مى شود. زيرا استحقاق ملامت غير استحقاق عقاب است وعلّت ملامت او به يكى از سه امر بر مى گردد:
١ـ منطقه را زود ترك كرد ودر كنار قوم خود تا لحظه اى كه توقف ممكن بود، توقف نكرد.
٢ـ جام صبرش لبريز گرديد وبراى قوم خود درخواست عذاب كرد.
٣ـ از وضع قوم خود خبر گرفت وروشن شد كه عذاب برطرف شده وچون از توبه وايمان آنان مطلّع نبود، با حالت خشم راهى سفر شد.
در هر حال هيچ يك از اينها گناه نبوده وبه تعبير مفسّران ترك اولايى بوده كه از او سرزده است.
نكات سرگذشت
از مجموع سرگذشت يونس نكاتى استفاده مى شود: