منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨
ميان خليج عقبه تا كوه سينا مى زيسته اند اطلاق كرده اند وبعضى مسكن آنان را تا كنار فرات امتداد داده اند.[١]
موسى در پرتو اين لطف الهى شب وروز فاصله ميان مصر ومدين را پيمود وبا بدن رنجور به سرزمين «مدين» رسيد ودر چشم انداز خود چاهى را ديد كه گروهى از چوپانان باگوسفندان خود، اطراف آن را گرفته اند ومرتّب از چاه آب كشيده دامهاى خود را آب مى دهند. ناگهان نگاهش به دو دختر افتاد كه دور از آنها در نقطه اى با گوسفندان خود ايستاده اند ومراقبند كه گوسفندان به سمت چاه نروند; چنانكه مى گويد:(وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ).[٢]
مشاهده اين وضع كه گروهى قدرتمند اطراف چاه را گرفته اند ولى دو دختر در گوشه بيابان ايستاده اند، سبب شد كه به جانب آن دو دختر رفته علّت ايستادن آنان را بپرسد كه چرا گوسفندان خود را آب نمى دهند؟ آنان با قيافه جوانى روبرو شدند كه غيرت وطهارت در چهره او نمايان بود. از اين جهت حقيقت را به او گفتند وآن اينكه شأن ما نيست كه همراه مردان از چاه آب بكشيم وعفت ما ايجاب مى كند كه صبر كنيم تا چوپانها با دامهاى خود اطراف چاه را خلوت كنند و آنگاه ما گوسفندان خود را آب دهيم.
ناگفته پيداست دو دختر جوان به هنگام كشيدن آب از چاه در برابر چشمان چوپانهاى جوان، منظره اى مى آفريند كه با عفت زن سازگار نيست وآيه به اين نكته با اين جمله اشاره مى كند:(لاَنَسْقى حَتّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ). [٣]
[١] اعلام قرآن/٥٥٥.
[٢] ذود در لغت عرب به معنى منع است.دختران شعيب گوسفندان را از تفرّق يا رفتن به سمت چاه باز مى داشتند.
[٣] رعاء جمع راعى به معنى چوپان است وصدر به معنى بازگشت وفاصله گرفتن چوپانان از چاه است.