منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٩
تخت خود را نشناسد.
٥ـ صرح: به معنى قصر است وگاهى به فضاى باز گفته مى شود.
٦ـ لُجّه: بر وزن جُبّه، يعنى رفت وآمد امواج آب.
٧ـ ممرد: از مرد بر وزن عسل به معنى صاف است كه در زبان عرب به آن املس نيز مى گويند. عرب به درخت بدون برگ «شجره ملساء» مى گويد.
٨ـ قوارير: جمع قاروره به معنى شيشه است. قصر يا آن فضاى باز فرش شده از شيشه وبلور بوده است.
تفسير موضوعى آيات
سرگذشت عبور سليمان از سرزمين مورچگان به پايان رسيد. سليمان مانند يك فرمانده كه نسبت به همه جوانب كار خود توجّه دارد، از سپاه مرغ تفقد كرد وگفت: چرا من هدهد را نمى بينم؟ اين نشانه توجّه كامل سليمان به جوانب كار است كه در ميان پرندگان هدهد را نديد. با توجّه به اينكه در سپاه او مرغان منحصر به فرد نبودند. آنگاه علّت غيبت او را جويا شد كه اگر از روى تمرّد باشد او را كيفر دهد وضمناً روحيه تمرّد به ديگر افراد سرايت نكند. زيرا محيط نيروى نظامى غير از محيط عادّى است. كوچكترين تخلف بايد مورد رسيدگى قرار گيرد.
او در صورتى كه عذر موجهى براى غيبت خود نياورد، دو كيفر را به تناسب پايه جرم براى او معيّن كرد:تنبيه شديد و سربريدن او.
مگر اينكه عذر موجهى داشته باشد; چنانكه مى فرمايد:(وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ مالِىَ لا أرَى الهُدْهُدَ أمْ كانَ مِنَ الغائِبينَ*لأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَديداً أوْ لأَذْبَحَنَّهُ أوْ لَيَأتِيَنّى بِسُلْطان مُبين).
چيزى نگذشت كه هدهد حاضر شد وبراى غيبت خود عذر موجهى آورد وآن اينكه به سرزمين سبا رفته واز آنجا خبر مهمى را براى سليمان آورد، چه كارى بالاتر از