منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١
فرمان خدا او را در ميان صندوقى نهاد واطراف آن را قير اندود كرد كه آب به آن نفوذ نكند وبه امواج آب سپرد. امواج آب نيل صندوق را از ساحل قصر فرعون عبور داد وبه ساحل پرت كرد وتوجّه فرعون وهمسرش را جلب كرد. آنها در صندوق را گشودند وكودك زيبايى را مشاهده كردند كه با چشمهاى خود به آنان مى نگرد، گويا مى گويد:مرا از اين نقطه بيرون آوريد و در دامن خود پرورشم دهيد. او را از صندوق در آوردند وهمسر فرعون مانع از كشتن او شد وگفت:شايد او به حال ما سودى بخشد يا او را به فرزندى بگيريم. اين سخن را مى گفتند ولى از سرانجام اين كودك آگاه نبودند. چنانكه مى فرمايد:(عَسى أنْ يَنْفَعَنا أوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ).
به دنبال دايه اى برآمدند كه او را شير دهد. اما هر زن شير دهى را آوردند، پستان او را نگرفت وداد وفرياد كودك از گرسنگى بلند بود. در اين ميان خواهر موسى به عنوان فرد ناشناسى وارد جمع آنان شد. او پيشنهاد داد كه من خانواده اى را مى شناسم كه مى تواند تربيت او را بر عهده بگيرد. آنان از شنيدن اين جمله خوشحال شدند. سراغ او فرستادند كه او كسى جز مادر موسى نبود. وقتى او پستان خود را به دهان او گذارد، به خوبى آن را مكيد واز اين طريق، خوشحالى فرعون وهمسر او را فراهم آورد وقرار شد كه تربيت او را بر عهده بگيرد. بدين گونه وعده الهى:(إنّا رادٌّوهُ إلَيْكِ) تحقق پذيرفت.
اين جريان مى رساندكه نقشه هاى پوشالى بشر در برابر مشيّت الهى چيزى نيست وآيه (وَ ما تَشاءُؤنَ إلاّ أنْ يَشاءَ اللّهُ)(انسان/٣٠) بر همه چيز حاكم است.
د راين جا مناسب است كه از نغزترين شعر شاعر معاصر، پروين اعتصامى كه در باره ولادت موسى وبى تابى مادر او وتحقق وعده الهى به بازگرداندن آن، سروده است، يادى كنيم:
مادر موسى،چو موسى را به نيل *** درفكند، از گفته ربِّ جليل
خود ز ساحل كرد با حسرت نگاه *** گفت كاى فرزند خُردِ بى گناه