منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢
ورفتار او به چشم خورد.
٣ـ اساسى ترين شرط در استخدام يك انسان براى كار، نيرومندى وپاكى است وبه اصطلاح قوه وامانت دارى است وبا فقدان شرط امانت، تخصصها فاجعه آفرين است.
٤ـ هرگاه پدرى جوان صالحى را ديد كه مى تواند براى دخترش شوهر خوبى باشد، مانع ندارد كه به او پيشنهاد ازدواج دهد ونبايد اين را كارى برخلاف اخلاق تلقى كرد; البته مشروط به اينكه طرف فهميده وبا ظرفيت باشد.
٥ـ از نظر فقهى لازم نيست همسر معقوده در ايجاب معيّن باشد، بلكه تعيين آن در قبول كافى است. حتى مى توان گفت:تعيين مطلقاً در ايجاب وقبول لازم نيست وگزينش بعد از عقد كافى مى باشد. اين مطلب را مى توان به گونه اى از آيه استفاده كرد، ولى مفسّران باتوجه به فتاواى علما گفتار شعيب وپذيرش موسى را در حدّ پيشنهاد تلقى كرده اند، نه عقد، ياد آور شده اند كه به هنگام عقد، معقوده بايد معيّن شود.
٦ـ لازم نيست مهريه از هر نظر معيّن باشد، بلكه مى تواند از جهاتى مردد ومبهم باشد; چنانكه در اين داستان چنين است. زيرا مهريه دختر ميان هشت سال خدمت ويا ده سال به طور مبهم ماند وگزينش يكى از دو طرف مربوط به اختيار شوهر شد.
٧ـ عمل وكار شوهر مى تواند مهريه دختر باشد وفقها نيز در كتب فقهى به آن تصريح كرده وحتى پيامبر گرامى زنى را در عقد مردى درآورد كه به او قرآن بياموزد.[١]
٨ـ مهريه دختر با رضايت او مى تواند تأمين كننده زندگى پدر ومادر وساير اعضاى خانواده باشد واصولاً معنى خانواده همين است وبس كه از روى رضايت
[١] حرّ عاملى:وسائل الشيعة، ج ١٥، باب دوم از ابواب مهر حديث ١.