منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠
ديگر، تا آيت هاى بزرگتر خود را به تو بنمايانيم.
١٨ـ نزد فرعون برو كه او سركشى مى كند. گفت: پروردگارا سينه مرا فراخ گردان وكار مرا آسان ساز، گره از زبان من بگشاى تا گفتار مرا بفهمند وبراى من ياورى از خاندانم قرار ده، برادرم هارون را، پشت مرا به او محكم ساز، او را در كار من شريك ساز تا تو را بيشتر تسبيح گوييم وتو را بيشتر ياد كنيم وتو از وضع ما آگاهى.خطاب آمد:اى موسى هر چه خواستى به تو داديم.
١٩ـ تو وبرادرت آيات مرا ببريد ودر ياد من سستى نكنيدوبه سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده است. بااو به نرمى سخن بگوييد شايد متذكر گردد ويا بترسد. گفتند:پروردگارا ما بيم داريم كه بر ما تعدّى كند يا طغيان رااز حد بگذراند گفت:مترسيد من با شما هستم، مى شنوم ومى بينم، به سوى او برويد وبگوييد: ما رسولان پروردگار توييم، بنى اسرائيل را با ما بفرست وآزارشان مده، نشانه اى از پروردگارت به سوى تو آورده ايم، درود بر كسى كه از هدايت پيروى كند. به ما وحى شده است عذاب بر كسى است كه رسولان خدا راتكذيب كند واز آن روى برگرداند.
٢٠ـ آنگاه كه پروردگار تو موسى را ندا داد كه به سوى قوم ستمكار برو، (يعنى)قوم فرعون. آيا نمى خواهند پرهيزگار شوند. گفت:پروردگارا! مى ترسم مرا تكذيب كنند ودلم تنگ گردد وزبانم گشاده نشود. پس هارون را نيز پيام بفرست.(مقام رسالت بده) براى آنان برگردن من گناهى است مى ترسم كه مرا بكشند.(خدا) گفت:هرگز. هر دو با آيات من برويد، من با شما هستم ومى شنوم، پس به سوى فرعون برويد وبه او بگوييد ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم.
٢١ـ آيا داستان موسى به تو رسيده است آنگاه كه پروردگار او، وى را در وادى مقدس طوى ندا كرد. گفت: به سوى فرعون برو او طغيان كرده است. بگو: آيا مى خواهى پاكيزه شوى تا تو را به سوى پروردگارت هدايت كنم واز او بترسى؟