منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٥
٣ـ قرآن در آيه ديگر برهان سوّمى بر نفى داشتن فرزند اقامه مى كند ومى فرمايد:جهان مملوك خداست واو مالك جهان است وكسى كه چنين بى نياز است وجهان تحت سلطه اوست، چه نيازى به فرزند دارد كه از او رفع نياز كند؟ (إنَّما اللّهُ إلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فى السَّمواتِ وَما فِى الأرْضِ وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلاً). ونيز در جاى ديگر مى فرمايد: (الّذى لَهُ مُلْكُ السَّمواتِ وَالأرْضِ وَلَمْيَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى المُلْكِ).
ج: فرضيه الوهيت براى مسيح
در ميان فرضيه هاى پنجگانه، سوّمين فرضيه اين است كه مسيح خداى جهان باشد. متأسفانه برخى از مسيحيان از تظاهر به اين عقيده خود دارى نمى كنند وقرآن نيز از آنان نقل مى كند ومى فرمايد:(لَقَدْ كَفَرَ الّذينَ قالُوا إنَّ اللّهَ هُوَ المَسيحُ ابنُ مَرْيَم).
قرآن در ابطال اين نظريه براهينى مى آورد كه متذكر مى شويم:
١ـ مسيح وفرشتگان مقرّب، ابا ندارند كه به بندگى خويش نسبت به خدا اعتراف كنند. واين خود گواه بر اين است كه آنها خدا نيستند. زيرا چگونه ممكن است كه موجودى خداى جهان باشد، ولى اعتراف به بندگى براى ديگرى كند وزندگى سراسر افتخار مسيح حاكى از عبادت وپرستش او نسبت به خداى جهان است. با وجود اين، چگونه مى گويند: او خداست؟ چنانكه مى فرمايد: (لَنْ يَسْتَنْكِفَ المَسيحُ أنْ يَكونَ عَبْداً للّهِ وَ لاَ المَلائِكَةُ المُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إلَيْهِ جَميعاً).
اتّفاقاً در مناظره اى كه حضرت رضا (عليه السلام) با «جاثليق»، يكى از سران مسيحيان در عصر خود انجام داد، روى همين برهان قرآنى تكيه كرد وسخن خود را چنين آغاز كرد:به خدا سوگند ما به عيسايى كه به محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ايمان دارد، مؤمن