منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٠
اينكه سليمان را در جريان زندگى اقوامى بگذارد كه غير خدا ( يعنى خورشيد) را پرستش مى كردند، وشيطان در ميان آنان نفوذ كرده وعمل زشت رابراى آنان زيبا جلوه داده بود وزنى به عنوان فرمانروا بر آنان حكومت مى كرد كه تخت پادشاهى بزرگى داشت; چنانكه مى فرمايد:
(فَمَكَثَ غَيْرَ بَعيد فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإ بِنَبَاء يَقين*إنّى وَجَدْتُ امْرَأةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيء وَ لَها عَرْشٌ عَظيمٌ* وَجَدْتُها وَقَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيطانُ أعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ).
چيزى كه در اينجا مهم است اين است كه سليمان در اين لشكر كشى به كدام نقطه رسيده بود وبه استراحت پرداخته بود كه هدهد از آن نقطه به سرزمين سبا رفت واين گزارش را آورد.
مسلّماً سليمان به نقطه اى نزديك سرزمين سبا رفته بود واين پرنده از آن نقطه به سرزمين سبا رفته وجريان را از نزديك ديده ودر اختيار سليمان گذارد. از نظر مفسّران سليمان به صنعا رسيده بود واين جريان اتّفاق افتاد. در اينجا دو احتمال وجود دارد كه ياد آور مى شويم:
١ـ احتمال دارد كه سليمان عازم زيارت خانه خدا بود واين جريان در اين مسير رخ داده است. ممكن است سؤال شود كه سفر زيارت با اين آرايش نظامى چه تناسبى دارد؟ پاسخ اين است كه در زمان سليمان اقوامى در مسير راه گرفتار انديشه هاى بت پرستى بودند وحركت سپاه توحيد، كه در رأس آن پيامبرى كه اساس دعوت او را يكتا پرستى تشكيل مى دهد قرار داشت، مايه تقويت انديشه توحيدى وباز دارى مردم از گرايش به بت پرستى است.
٢ـ ممكن است سليمان كم وبيش از وجود چنين گروه بت پرستى در سرزمين پرنعمت آگاه بوده واين حركت براى هدايت آنان رخ داده است. هنوز به سرزمين آنان