منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٠
العالمين» را معرفى مى كند وياد آور مى شود كه پروردگار جهان همان خالق جهان است. او موجودات جهان را آفريده وراه ورسم زندگى به آنها آموخته است وهر گياه وجاندارى وحتى انسان از طريق هدايت فطرى از آغاز پيدايش، مسير حيات را شناخته ومى پيمايد.
فرعون:براى مغالطه اقوام پيشين را به رخ موسى كشيد، مانند قوم نوح وعاد وثمود كه بت پرست بوده وبه ربوبيت خدا معتقد نبودند. او گفت: وضع اقوام پيشين چه مى شود؟ (قالَ فَما بالُ القُرونِ الأُولى).[١]
موسى گفت: اعمال آنان نزد پروردگار من در كتابى محفوظ است; پروردگارى كه نه خطامى كند و نه فراموش مى نمايد:
(قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبّى فى كِتاب لا يَضِلُّ رَبّى وَ لا يَنْسى).(طه/٥٢)
پس از اين آيات يك رشته توصيفهايى از ربّ العالمين به ميان آمده است كه احتمال دارد جزء گفتار خدا باشد كه به مناسبتى در اينجا آمده است. از اين جهت فقط به ترجمه آنها در گذشته اكتفا ورزيديم.
تا اينجا با سخنان منطقى موسى وپاسخهاى سست فرعون آشنا شديم. آنگاه كه فرعون احساس كرد كه موسى عقب نشينى نخواهد كرد، از طرق ديگر وارد شد كه نظير آن را در امّتهاى پيشين نيز داشتيم. اكنون محور بحث ما اين قسمت از رسالت حضرت موسى است.
[١] « قرون» جمع قرن به معنى اقوامى است كه در يك زمان زندگى مى كنند; چنانكه مى گويد:(ولقد أهلكنا القرون من قبلكم)(يونس/١٣). كلمه «بال» به معنى حال و وضع وشأن است ; چنانكه مى گويد:(ويصلح بالهم) (محمد/٥).