منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٦
ومقصود از «اثر» تعاليم اوست. همچنان كه مقصود از «قبضت قبضة» ايمان به برخى از تعاليم رسول مى باشد ومقصود از «نبذتها» ترك تعاليم اوست.
حق اين است كه اين احتمال بسيار دور از ظاهر آيه و تأويل است. بايد صبر كرد تا به مرور زمان ودقّت در آيات، مفهوم آيه برايمان روشن شود.
مجازات سامرى
چنانكه مى دانيم بايد كيفر با جرم يك نوع همآهنگى داشته باشد. كيفر انسانى كه مايه شرك وارتداد انبوهى از بنى اسرائيل گرديد، بايد بسيار عظيم وسنگين باشد. مثلاً هم بايد در اين جهان به كيفر خود برسد، وهم درجهان ديگر دچار عذاب شديد گردد. قرآن براى او دو مجازات سنگين ويك عكس العمل نقل مى كند كه به ترتيب ياد آور مى شويم:
١ـ موسى به او گفت:«تو به همين زودى دچار بيمارى خاصى مى شوى كه از ديدار مردم وحشت مى كنى وهر كس به تو نزديك شود، به او مى گويى: بامن تماس مگير» :(قالَ فَاذْهَبْ فإنَّ لَكَ فِى الحياةِ أنْ تَقُولَ لامِساسَ).
٢ـ عذاب دردناكى در روز رستاخيز در كمين توست، عذابى كه تخلف پذير نخواهد بود:( وَ إنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ): «ميعادى با توست كه از آن تخلف نخواهى كرد».
٣ـ معبودت را كه مدتها پرستش كردى، مى سوزانم وآن را به دريا مى ريزم: (وَ انْظُرْ إلى إلهِكَ الّذى ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فى اليَمِّ نَسْفاً).(طه/٩٧)
معبود او مجسمه طلايى بود، وسوزاندن مجسمه ذوب آن بود كه از آن حالت بيرون آيد وبراى اينكه باقيمانده هاى آن مورد پرستش قرار نگيرد، تصميم مى گيرد كه همه را به دريا بريزد.